PicsArt_۰۸-۲۰-۰۷.۵۰.۴۸

مصطفی آشنا ، صید عباس بردیا و شکرالله رحمانی همرزمان سردار شهید علیرضا  ناصری فرمانده شهید سپاه لرستان در ۸ سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۳۵۹-۱۳۶۷) به دعوت خانواده شهید ناصری و موسسه فرهنگی – مذهبی گنج عظیم لرستان بعد ظهر روز چهارشنبه ۲۸ مرداد در سالن جلسات قرارگاه صاحب الامر (عج) لرستان روایتگر خاطرات خود با این شهید لرستانی گردیدند .

PicsArt_۰۸-۲۰-۰۹.۲۶.۵۹

مصطفی آشنا دوست و همرزم قدیمی تر سردار شهید علیرضا ناصری که از ابتدای تشکیل سپاه در سال ۱۳۵۸ و عضویت شهید ناصری در سپاه خرم آباد با ایشان همراه و همرزم بوده اند با اشاره به حوادث و وقایع تلخ و شیرین دوران پر فراز و نشیب پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ و ماموریت های سپاه به نقش آفرینی سردار شهید علیرضا بخصوص مبارزه و سرکوب مخالفین نظام و ضد انقلاب در حوزه مسولیت و فرماندهی سپاه چگنی پرداخت .

PicsArt_۰۸-۱۹-۰۱.۲۹.۱۸

آشنا با بیان بخشی از ویژگیهای شهید ناصری افزود : سردار شهید علیرضا ناصری آدم شوخ طبعی بودند  و با سردار شهید نعمت الله سعیدی مسوول عملیات سپاه آن زمان خرم آباد  بسیار صمیمی بودند و خیلی هم با هم شوخی می کردند .  وی گفت : شهید ناصری نسبت به رعایت بیت المال بسیار حساس و جدی بودند ، خستگی ناپذیر بودند هیچ وقت نمی گفت ماموریت نمی روم ضمن این که از رفتن به ماموریت استقبال هم می کرد . یکی از مسئولین و نیروهای توانمندی بود که پشتیبانی سپاه لرستان و  لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) به آنها متکی بود .

این فرمانده جانباز لرستانی گفت : در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در استان لرستان مسایل و موارد سیاسی – امنیتی فراوانی داشتیم و شهید ناصری یکی از افراد فعال و تاثیر گذار در کمک به حل این مسایل و مشکلات بودند . در زمان پیروزی انقلاب و در قالب سپاه خرم آباد ماموریت های زیادی با هم  رفته ایم  . همانطور که عرض شد بحرانهای زیادی را در استان پشت سر گذاشتیم . در چگنی بسیاری از مخالفین انقلاب و نظام شدیدا فعالیت می کردند ، جلسه گذاشته و سرگرم توطئه بودند ، شهید ناصری و شهید سعیدی و امثال ایشان به همراه سایر برادران پاسدار سپاه خرم آباد جهت مقابله با این بحرانها و توطئه‌ها اقدام نمودند . شهید علیرضا ناصری در آن زمان فرمانده سپاه چگنی بودند و نقش زیادی در حل این مسایل داشتند .

مصطفی آشنا خاطر نشان کرد : همانگونه که عرض شد زمان پیروزی انقلاب که سپاه تشکیل گردید ؛ ماموریت های زیادی انجام شد ما در کل استان لرستان بحرانهایی داشتیم و الحمدالله نهایتا پشت سر گذاشتیم . مثلا چریک های فدایی خلق که در  لرستان و خرم آباد حضور فعال داشتند ؛ یک میتینگ و نشست در چغلوندی داشتند به شکلی که در یک مقطع زمانی کل نیروهای به اصطلاح فدایی خلق را از سراسر ایران دعوت و فراخوانی کرده بودند و در این منطقه حضور یافته بودند .

خوب چه کسی باید مبارزه می کرد،  علیرضا ناصری و امثال علیرضا ناصری با فرماندهی نعمت الله سعیدی بصورت شبانه به محل حضور آنها رفتیم و تعداد زیادی از نیروهای فدایی خلق که مشغول توطئه علیه انقلاب و کشور بودند ؛ در آن شب دستگیر شدند .

آشنا با اشاره به جنایات معاندین و مخالفین انقلاب اسلامی و جانفشانی نیروهای پاسدار سپاه لرستان گفتند: در دورود خیلی از بچه های سپاه مانند سید هاشم موسوی را با آغشته نمودن به مواد آتش زا ،  می خواستند آتش بزنند و آتش زدند .

آشنا با اشاره به آمادگی همیشگی شهید ناصری جهت اجرای ماموریت های مختلف به بیان یک خاطره از روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی پرداخته و گفتند : در همان ابتدای جنگ تحمیلی عراق اقدام به بمباران مراکز و تاسیسات حیاتی و زیربنایی و حتی شهرهای کشور نمود ، بنده نیز در امور چک و خنثی سازی مواد منفجره و بمب های رها شده و عمل نکرده هواپیماهای دشمن فعال بودم . در پلدختر هواپیماهای عراق اقدام به بمباران نموده بودند و برخی از بمب های رها شده به اصطلاح عمل نکرده بودند .

PicsArt_۰۸-۲۰-۰۸.۵۴.۲۱i

زمانی که ما مطلع شدیم ماموریت یافتیم برای خنثی سازی بمب ها به محل بمباران برویم . بنده به شهید ناصری گفتم جریان از این قرار است که ایشان در حالی که مسوولیت مستقیم در این زمینه نداشت ، اعلام آمادگی کرد که بنده را در این ماموریت پر خطر همراهی کند و بدون اینکه به خانواده اطلاع دهد به اتفاق عازم پلدختر شدیم . پس از خنثی سازی بمب های عمل نکرده می بایست در منطقه خارج از سکنه و تاسیسات اقدام به  منفجر نمودن بمب ها می کردیم .

برای این کار بایستی دست به یک کار بسیار خطرناک می زدیم و ما این کار را برای حفظ جان مردم و جلوگیری از تلفات مردمی ، تخریب اماکن و تاسیسات منطقه انجام دادیم و بمب ها را  سوار بر خودرو وانت سازمانی کردیم و به یک منطقه دور و خالی از  سکنه و تاسیسات انتقال دادیم و نهایتا نیز با لطف خداوند و با موفقیت اقدام به انفجار بمب ها نبودیم و هر دو به شکرانه این عملیات پر خطر ولی موفقیت آمیز نماز شکر بجای آوردیم .

آشنا با اشاره به خصوصیات و ویژگی های اخلاقی  از جمله تواضع و فروتنی وی گفتند : اگر به امثال شهید ناصری مسؤولیت پیشنهاد می شد اگر چه انسان مسؤولیت پذیری بودند اما همیشه سعی می کرد دیگران را  اگر شایسته تر از خود می دید حتما آنان را  پیشنهاد و معرفی می کرد .

مصطفی آشنا همرزم سردار شهید علیرضا در پاسخ به این سئوال که هنوز هم بیاد همرزمان شهید از جمله شهید ناصری می افتید ، گفتند :  وقتی  با خودم خلوت می کنم به یاد شهدا و همرزمان شهید همچون علیرضا ناصری می افتم و بسیار افسرده و دلتنگ می شوم  و یاد آن صفا و صمیمیت دوستان همرزم که با هم بودند و برای حل مشکلات دیگران اهتمام جدی به خرج می دادند و واقعا بی تفاوت نمی نشستند ، می افتم .

ایشان افزود : من هنوز هم وقتی گذرم  به بیمارستان عشایر خرم آباد  می افتد و آن اتاقی که مدتی شهید علیرضا ناصری در آن بستری بودند ، را می بینم یاد شهید علیرضا ناصری می افتم  و بسیار دلتنگ و ناراحت می شوم . 

مصطفی آشنا که خود در عملیات پر غرور بیت المقدس که به فتح خرمشهر منجر شد ، به اتفاق عده زیادی از رزمندگان لرستانی حضور داشته و در این عملیات نیز به افتخار جانبازی نایل آمده و هم اکنون جانباز ۵۵ % جنگ تحمیلی می باشد با اشاره به نقش ارزنده و تاثیر گذار رزمندگان لرستانی در حوادث انقلاب و بخصوص عملیات ها و  حماسه آفرینی های رزمندگان لرستانی در ۸ سال دفاع مقدس گفت :

همانگونه که گفتم  : اول انقلاب بحران های زیادی را  مانند فعالیت ضد انقلاب در شهرها و بخش های مختلف استان مانند ؛ خرم آباد ، دورود ، چگنی ، چغلوندی و … در لرستان پشت سر گذاشتیم و  بخوبی آنها را مهار کردیم . در سایر نقاط کشور نیز همینطور و بچه های لرستان  واقعا موفق عمل کردند.  بنده  همین الان هم با بچه های خرمشهر تماس دارم با بچه های خرمشهر ۲ سال مشغول مهار خلق عرب بودیم . خدا شاهد است عکس های خلق عرب را خود بچه های خرمشهر ندارند . درگیری های خلق عرب ،کشت و کشتار قبل از جنگ که درآنجا رخ داد واقعا اسفناک بود . تمام خوزستان توسط بچه های لرستان اداره می شد .برخی دوستان در آن زمان فرماندهان جزیی در اهواز بودند ، برخی هم بعدا آمدند . ما و سردار فضلی خرمشهر را اداره می کردیم …

… تا بصره دنبال شیخ بشیر خاقانی ( رهبر وقت خلق عرب ) بروی و ایشان را دستگیر کنی و بیاوری ، آیا کسی این را می داند و یا کسی می داند که چه کسانی این ماموریت سخت و با اهمیت را به انجام رساندند .

ما یعنی رزمندگان لرستانی ۲ سال در خرمشهر جنگیدیم ، تمام اماکن ، تمام نیروگاههای برق ، راه آهن ، تمام انبارها ، اداره بندر ، شرکت نفت ، تمام اینها پست بندی شده و دست بچه های لرستان بود .

هر روز حادثه ، هر روز انفجار و … من الان عکس انفجارهایی دارم که به اصطلاح یک خرمن گوشت جمع آوری کرده اند ولی کسی نمی آید و بگوید این اسناد را بیاورید  و لااقل بایگانی و نگهداری کنند و با این اسناد حداقل بعدا بفهمند لرستان چه کارهایی کرده است . در هر صورت بنده مستندات درگیری های خلق عرب رادارم  و بچه های رزمنده لرستانی نقش زیادی در مهار بحرانهایی  مانند خلق عرب داشتند .

آشنا افزود : هیچ استانی غیر از تهران و لرستان نتوانست بحرانهای خوزستان و خرمشهر را مهار کند و خرمشهر را آزاد کند . البته نه آزادی در عملیات بیت المقدس ، قبل از آن و در دوران بحران هایی که اشاره شد . آمده بودند عرب را ازعجم جدا کنند . فقط سردار فضلی این را می داند که دو سال قبل برای یک مانوری به لرستان آمده بودند و دست بنده را بلند کرد و به اصطلاح معرفی کرد .

حاج مصطفی آشنا با اشاره به نقش برجسته و تعیین کننده لرستان در سایر فتوحات دفاع مقدس گفت : عملیاتهایی بوده است که هیچ  یگانی نقش لرستان را  در موفقیت ها نداشته است .به عنوان مثال عملیات بیت المقدس ، پل نو  و سوسنگرد که اگر بچه های لرستان حمیدیه را نمی بستند اهواز سقوط کرده بود . یا عملیات حاج عمران که من خودم آنجا بودم  و شاید تنها یگانی  که موفق و پیروز شد لشگر ۵۷ لرستان بود که توانست ارتفاعات مورد نظر را با تقدیم بیش از ۳۰۰ شهید که بالاترین آمار شهید کشور در یک روز است ، را تصرف و تثبیت نماید . ولی افسوس که  آنگونه که باید نامی از لرستان برده نشده و علیرغم ثبت و ضبط بخش عمده ای از این حماسه ها،   در حال حاضر ما از ۸ سال دفاع مقدس ۸ دقیقه فیلم در صدا و سیمای استان نداریم …

“ادامه دارد “

PicsArt_۰۹-۰۱-۰۱.۱۱.۰۰

 صید عباس  بردیا ( پاپی زاده ) دیگر همرزم شهید ناصری با اشاره به برخی خصوصیات اخلاقی شهید ناصری به بیان خاطراتی از این شهید پرداختند :

نحوه آشنایی :

بنده نیروی رزمی نبودم و بعد از ۴ماه فعالیت رزمی در سر پل ذهاب و سوسنگرد در ابتدای جنگ وارد کار ستادی و اداری شدم . آشنایی بنده با شهید ناصری بر می گردد به سال ۱۳۵۹ که در پادگان امام حسین (ع ) با ایشان آشنا شدم .

خصوصیات و ویژگی های اخلاقی :

شهید علیرضا ناصری دارای خصوصیات بارز و برجسته اخلاقی بودند . ایشان انسان کاملی بودند بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بودند ، نسبت به حفظ بیت المال بسیار حساس بودند . همانگونه که برادر مصطفی آشنا بدرستی اشاره کردند ،  لبهای شهید ناصری همیشه خندان بود و تبسم بر لب داشتند . شوخ طبع بودند و رفتاری بسیار پسندیده و خوب داشتند و با همه اینگونه رفتار می کرد .

خاطره اول :

 سال ۶۰ ، ۶۱ و زمانی که شهید ناصری فرمانده سپاه چگنی بودند؛ بنده به اتفاق آقای جعفر فتاح  مسئول وقت کارگزینی سپاه خرم آباد و چند نفر دیگر از بچه های کارگزینی سپاه به چگنی رفتیم و مهمان ایشان شدیم ، ایشان پذیرایی خوبی از ما کردند ، هنگام نماز  ظهر و عصر نیز با زحمت فراوان و با اصرار ،ایشان را امام جماعت کردیم و نماز را  به شهید ناصری  اقتدا نمودیم .

خاطره دوم :

سال ۶۴ و ۶۵ به منطقه و لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) لرستان  اعزام شدیم آن زمان مقر پشتیبانی لشگر ۵۷ در شفیع خانی بود . بنده در تدارکات و پشتیبانی لشگر خدمت می کردم  و شهید ناصری جانشین تدارکات لشگر بودند و مسئول تدارکات هم آقای مسعود بهاروند بودند .

لشگر ۵۷ ماموریت یافته بود در عملیات کربلای ۴ و ۵ که اواخر سال ۱۳۶۵ در مناطق عملیاتی جنوب انجام گردید ، شرکت کند . چند روز قبل از عملیات کربلای ۴ لشگر ۵۷ و رده های مختلف از جمله تدارکات و پشتیبانی لشگر که بنده هم  به اتفاق شهید علیرضا ناصری در آن رده خدمت می کردیم ، عازم مناطق عملیاتی جنوب شدیم .

آن زمان برای ورود به منطقه عملیاتی نیاز به برگه تردد مخصوص بود که ما فقط حکم ماموریت داشتیم ، خلاصه شهید ناصری با زبانی مسئولین و دژبان های ورودی منطقه عملیاتی را قانع کرد و به اتفاق وارد منطقه شدیم .

شهید ناصری رفتند و نیروهای رزمنده گردانهای رزمی را به اتفاق سایر نیروهای تحت امر در تدارکات و توزیع و نگهداری تجهیز کردند . و به همراه آقای مسعود بهاروند ، احمد مدهنی و جمع دیگری از فرماندهان و رزمندگان به مقر پشتیبانی در خط مقدم برگشتند . زمان حرکت گردان های رزمی جهت آغاز عملیات کربلای ۴ فرا رسید ، همه ما روی خاکریز رفتیم و با بچه های گردان های رزمی خداحافظی می کردیم. سلاح های منحنی زن و سایر سلاحهای سبک و سنگین عراق مقر پشتیبانی و دو طرف خاکریز را مرتب و بدون وقفه گلوله باران می کردند . ولی بچه های رزمنده و بخصوص شهید ناصری بدون توجه به آتشباریهای عراق و با روحیه بالا بچه های گردانها را بدرقه می کردند .

پس از راهی کردن بچه ها آن شب در کنار شهید ناصری و سایر مسئولین پشتیبانی بودیم و تا صبح نخوابیدیم و دایما منتظر و نگران بچه ها بودیم ولی شهید ناصری علیرغم اینکه نگران رزمندگان بود ولی به همه ما روحیه می داد و ما هم دلگرم و امیدوار می شدیم که بچه های عمل کننده بسلامتی و با پیروزی برمی گردند .

خود بنده از شهید ناصری و آن همه روحیه و خونسردی توام با نگرانی درونی  این شهید هم متعجب بودم و هم خوشحال و امیدوار بودم . البته بچه های رزمنده صبح روز بعد برگشتند و علیرغم عدم موفقیت  کلی عملیات ، تنها لشگر ۵۷ لرستان و یگانی از فارس موفق شده بودند به اهداف پیش بینی شده برسند و همین موفقیت لشگر ۵۷ به اعتقاد و اعتراف بسیاری از فرماندهان رده بالای جنگ عامل موفقیت و پیروزی عملیات بزرگ و تعیین کننده کربلای ۵ شد .

در هر صورت خاطره آن ماموریت و آن شب و آن همه تلاش و روحیه  و خونسردی در شرایط بسیار سخت و حساس و صبوری سردار شهید علیرضا ناصری که نقطه اتکای مطمئنی بود و واقعا صحنه و شرایط را کاملا درک کرده و بخوبی مدیریت و فرماندهی می کرد ؛ هرگز از ذهن بنده خارج نشده و نمی شود .

PicsArt_۰۹-۰۱-۰۱.۲۸.۳۱شکرالله رحمانی دیگر همرزم سردار شهید علیرضا ناصری با اشاره به برخی خصوصیات و ویژگی های شهید ناصری بیان خاطراتی از این فرمانده شهید دفاع مقدس پرداختند :

نحوه آشنایی به همراه یک خاطره  :

شهید ناصری از بستگان بنده هستند ولی آشنایی خودم با ایشان بر می گردد به سال ۱۳۶۰ که در پادگان امام حسین  ( ع ) خرم آباد با این شهید آشنا شدم . در آن سال بنده ۱۳ سال سن داشتم  و برای اعزام به جبهه ثبت نام کرده بودم و عازم جبهه بودم که پدرم آمده بود و شهید ناصری را پیدا کرده بود و از وی خواسته بود که مانع رفتن من به جبهه شود . به اتفاق پیش من آمدند من گفتم حقیقتا من می خواهم به جبهه بروم . پدرم رو کرد به شهید ناصری و گفت : این هنوز بچه است . بنده یک سری صحبت با شهید ناصری انجام دادم ایشان نیز به پدرم گفتند : اشکال ندارد بگذارید به جبهه برود تا جرات پیدا کند و تجربه کسب کند . در هر صورت بنده برای اولین بار با وساطت شهید ناصری و یک نفر دیگر از برادران سپاه موفق شدم به جبهه بروم .

خاطره دوم :

خاطره دوم بنده برمی گردد به زمان مجروحیت و  بدو ورود ایشان به بیمارستان عشایر خرم آباد . شهید ناصری در مرداد ماه ۶۷ و در عملیات مرصاد شدیدا مجروح شده بود و جهت درمان به بیمارستانهای تهران اعزام شده بود ولی پس از مدتی تصمیم گرفته بود با توجه به زمان بر بودن درمان با اصرار و رضایت خودش به بیمارستان عشایر خرم آباد منتقل شود .

بنده نیز به سبب مجروحیت قبلی تحت عمل جراحی مجدد قرار گرفته و پایم در گچ بود و با عصا راه می رفتم . یک روز در حال تردد در داخل بخش مجروحین بیمارستان بودم که بیماری را روی تخت آوردند و از کنار من رد شد ناگهان دیدم کسی بنده را به اسم صدا زد برگشتم دیدم شهید ناصری است و چیزی از او هم باقی نمانده بود تمام گوشت بدنش آب شده بود ولی با این وجود تزلزلی در روحیه او مشاهده نمی شد و هنوز هم همان روحیه و شادابی را از دست نداده بود و این وضعیت جسمی نا مناسب و روحیه بالای ایشان برای بنده قابل تعجب و تامل بود البته با شناختی که از ایشان داشتم ، خیلی هم دور از انتظار نبود. در هر صورت بنده با دیدن وضعیت جسمی او بسیار ناراحت شدم و رفتم  دکتر شورمیج و دکتر فرید که هر دو از جراحان چیره دست بیمارستان و شهر بودند را بالای سر ایشان آوردم و تا زمانی که در بیمارستان عشایر بستری بودند مرتب به ایشان سر می زدم  و پیگیر کارشان بودم .

Www.shahidnaseri.ir

M.naseri950617

ارسال دیدگاه
  1. نویسنده دیدگاه: همرزم
    ۱۳۹۶/۰۵/۰۷

    سلام
    با توجه به شناختی که از این شهید عزیز دارم و در زمان جبهه با ایشان بوده ام، توصیه می کنم با سردار بهاروند مسئول پشتیبانی زمان جبهه هم مصاحبه ای ترتیب بدین

    • نویسنده دیدگاه: مدیر سایت
      ۱۳۹۶/۰۵/۱۴

      با سلام خدمت شما برادر بزرگوار و همرزم شهید ناصری ؛
      با فرمایش شما کاملا موافق هستم و خیلی تلاش کردیم که با همرزمان شهید ناصری بخصوص افرادی مانند آقای بهاروند که سالها از نزدیک با هم کار کرده اند و یقینا خاطرات زیادی با همدیگر داشته اند ؛ صحبت کنیم ، با ایشان هم ارتباط گرفتیم و هم جهت مصاحبه یا مکتوب نمودن خاطرات دعوت کردیم . ولی این برادر هم مانند برخی از دوستان و همرزمان سابق شهید ، به انحاء مختلف و به دلایل تا حدودی نامعلوم حاضر به همکاری نشدند .
      فقط این نکته را عرض کنم که ؛ شهدا وظیفه و تکلیف خود را در قبال دین و میهن و ملت بخوبی ادا کردند ان شاءالله ما هم فردای قیامت بتوانیم در محضر خداوند و شهدا که البته هم اکنون نیز شاهد و ناظر اعمال ما هستند ؛ سرمان را بلند کنیم و …
      و اما برادر عزیز ؛ شما خودتان نیز اگر خاطره ای دارید و یا کسانی را می شناسید که خاطره و یا عکسی یا سندی از شهید ناصری دارند ، لطف کنید از طریق سایت یا کانال تلگرامی شهید به ما اطلاع دهید .
      « با تشکر »

  2. نویسنده دیدگاه: مدرسه آی تی
    ۱۳۹۵/۰۸/۰۱

    خداوند روح شما را قرین رحمت خویش قرار دهد . خوش به سعادتتون

سوابق و فعالیت‌ها
سلام بر همه مجاهدین راه خدا که از دستورات الهی بدون هیچگونه عذر و بهانه ای اطاعت و جانفشانی می کنند و سرانجام در راه خدا به شهادت می رسند . سلام و درود خداوند به رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی فرزند پاک امام حسین ( ع ) و پرچمدار مبارزه با ظلم و استکبار در عصر حاضر. سلام و درود بر آن مجاهد نستوه که شب و روز ، یک لحظه از یاد خدا غافل نیست کما این که مسئولیت سنگینی بر دوش دارد . سلام و درود خدا بر ملت مسلمان ایران که از این مصیبت ها و گرفتاری ها خسته نشده و نمی شوند . امیدوارم که خسته نشوند تا انقلاب خود را به جهانیان صادر نمایند .