«بسم رب الشهداء و الصدیقین»

    سوابق، ماموریت ها و اهم مسئولیت های سردار شهید علیرضا ناصری از ابتدای انقلاب ( ۱۳۵۷) تا هنگام شهادت (۱۳۶۷)

 

 

عضو شورای فرماندهی، فرمانده گردان زرهی، جانشین لجستیک و مسئول محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در دوران ۸ ساله دفاع مقدس و یکی از سرداران شهید شاخص استان لرستان، شهید شاخص آماد و پشتیبانی سپاه حضرت ابوالفضل ( ع ) لرستان در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ( ۱۳۶۷-۱۳۵۹).
سردار شهید علیرضا ناصری شهید شاخص تدارکات و پشتیبانی سپاه لرستان و یکی از ۱۶ فرمانده و سردار شهید شاخص تدارکات و پشتیبانی (لجستیک)  سپاه در جنگ تحمیلی است که در کنگره ملی سرداران و ۴۰۰۰ شهید تدارکات و پشتیبانی سپاه ( در سال ۱۳۹۱ در برج میلاد تهران برگزار گردید ) ایشان به همراه ۱۵ سردار شهید  دیگر کشور به عنوان شهدای شاخص تدارکات و پشتیبانی کل سپاه در ۸ سال دفاع مقدس معرفی و مورد تجلیل قرار گرفتند. 

 

حضور فعال در تظاهرات مردم خرم آباد در سال ۱۳۵۷ بر علیه رژیم شاهنشاهی:

معرفت، ارادت و علاقه شدید شهید ناصری به حضرت امام و هدف مقدس ایشان که احیای مجدد اسلام بود؛ از طرفی مشاهده فساد، تبعیض و خفقان رژیم دست نشانده و بی اراده حاکم بر مملکت، باعث شد تا این شهید گرانقدر ضمن پیگیری فرامین آن حضرت، همزمان با قیام و تظاهرات سراسری مردمی برعلیه رژیم شاه خائن در سال ۱۳۵۷، به صف مبارزان و تظاهر کنندگان شهر خرم آباد بپیوندد. ایشان در تظاهرات مردمی خرم آباد بر علیه رژیم مزدور پهلوی حضوری فعال داشتند و چندین بار به خواست خدا از آتش مسلسل های دژخیمان شاه که سینه او و مردم تظاهر کننده که از ظلم و فساد و بی عدالتی حکومت به خروش آمده را نشانه رفته بودند، جان سالم به در برد.

 

PicsArt_۱۰-۰۵-۰۷.۰۶.۳۱

 

در یکی از رویارویی های مزدوران شاه و مردم انقلابی، ایشان به همراه تعدادی از مردم انقلابی خرم آباد با در دست داشتن سنگ، چوب و حتی شاخه های شکسته شده درختان کنار خیابان ها با نیروهای ساواک درگیر شدند. درگیری از سمت خیابان ۲۴ متری به سمت سبزه میدان کشیده شد و در خیابان روبروی قلعه فلک الافلاک ( امام خمینی فعلی ) خرم آباد نیروهای ساواک، مردم شرکت کننده در تظاهرات، ایشان و فرزندش خردسالش که به همراه پدر در تظاهرات شرکت کرده بود را از فاصله کم به رگبار بستند. ولی به لطف خدا گلوله های شلیک شده به ساختمانها و مغازه های چسبیده به پیاده رو خیابان دوازده برجی ( امام خمینی فعلی )که پشت سر تظاهر کنندگان قرار گرفته بود، اصابت نموده و ظاهرا کسی شهید و مجروح نشد.

شهید ناصری بارها در تظاهرات مردم خرم آباد بر علیه رژیم شاه شرکت نمود. آخرین بار نیز در جریان تصرف هنگ ژاندارمری شهر خرم آباد که در تاریخ ۲۳ بهمن سال ۱۳۵۷توسط مردم انقلابی خرم آباد با هدف تسلط بر آخرین پایگاههای نظامی رژیم صورت گرفت؛ به اتفاق دو تن از برادران و چند نفر از بستگان نزدیک خود حضور داشتند. جمعی از انقلابیون وارد انبار سلاح و مهمات ژاندارمری خرم آباد شدند و سلاح های موجود در انبار ژاندارمری را به بیرون از انبار و مقر نظامی فرستاده و دیگر انقلابیون نیز سلاح و مهمات را بین نیروهای مردمی توزیع می نمودند. بر اثر آتش گشودن ماموران ژاندارمری وعقب نشینی موقت مردم، افرادی که وارد انبار سلاح و مهمات شده بودند در محاصره نیروهای نظامی گرفتار شدند. با پرتاب گاز اشک آور و تیراندازی های شدید مزدوران شاه عده ای از انقلابیون و یکی از برادران شهید ناصری که داخل انبار مهمات شده بودند بر اثر تیراندازی مزدوران شاه و استنشاق گاز اشک آور به شدت مجروح گردیدند. با هجوم دوباره تظاهرکنندگان از جمله: شهید ناصری درب ورودی ژاندارمری  شکسته شد و ماموران و نیروهای نظامی مجبور به عقب نشینی شده و هنگ ژاندارمری خرم آباد به عنوان آخرین پایگاه نظامی رژیم جبار شاهنشاهی در شهر خرم آباد با تقدیم دهها شهید، بعنوان یکی از آخرین پایگاههای حکومت پهلوی سقوط کرد و به دست نیروهای مردمی افتاد. پس از سقوط ژاندارمری، شهید ناصری و سایر انقلابیون قفل انبار سلاح و مهمات را که تعدادی از انقلابیون از جمله: برادر خودش، پس از ورود به انبار و عقب نشینی اولیه مردم انقلابی، توسط نیروهای نظامی در آنجا محبوس و مجروح شده بودند را شکستند و این افراد و سایر مجروحان را جهت مداوا به بیمارستان رساندند.

 

پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و عضویت در کمیته انقلاب :

سردار شهید علیرضا ناصری پس از پیروری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ عضو کمیته انقلاب شدند. کمیته انقلاب تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب تشکیل وتا چند ماه بعد از پیروزی انقلاب نیز فعال بود. هدف این کمیته برقراری نظم و امنیت مردم، دستگیری عوامل بجا مانده از حکومت، رسیدگی به امور مردم و … بود. شهید ناصری به اتفاق سایر اعضای کمیته انقلاب نقش زیادی در حراست از اموال عمومی و برگرداندن آرامش و برقراری نظم و امنیت به شهر خرم آباد داشتند .

 

تشکیل سپاه پاسداران در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ به فرمان حضرت امام و عضویت در سپاه :

با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸در آغازین روزهای تشکیل این ارگان انقلابی شهید ناصری به عضویت سپاه خرم آباد در آمدند. افتخار بزرگ پاسداران جان بر کف سپاه این است که حضرت امام فرمودند: « ای کاش من هم یک پاسدار بودم » و در جای دیگری آن حکیم فرزانه در مورد سپاه پاسداران فرمودند: « من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه از این نظر بر نمی گردم . »  حضرت امام در فرمایش دیگری نیز در بحث اهمیت نقش و جایگاه سپاه فرمودند: ” اگر سپاه نبود، کشور هم نبود ”  و هر روز که از عمر انقلاب می گذرد اهمیت نقش سپاه در حفظ و حراست از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و برقراری نظم و امنیت کشور بیشتر نمود پیدا می نماید.

 

حضور در ماموریت مقابله با تحرکات و اقدامات ضد امنیتی منافقین و ضد انقلاب در شهرکرد:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ توطئه ها و تحرکات ضد امنیتی عوامل سلطنت طلب و طیف های مختلف ضد انقلاب، کماکان ادامه داشت. تحریک های قومیتی نیز بخشی از پازل توطئه دشمنان داخلی و خارجی بود. این تحرکات در خوزستان توسط خلق عرب، در کردستان با جنگ مسلحانه کومله و دمکرات، در گنبد، شهرکرد و حتی شهرهای مختلف استان لرستان و نقاط دیگری از کشور به راه افتاد.

دامنه تحرکات ضد انقلاب در خارج استان و در برخی نقاط کشور، شدت بیشتری یافت و نیاز به نیروی کمکی از سایر استانها بخصوص استان های همجوار به سپاه های نزدیک، اعلام و ابلاغ شد. در سال ۱۳۵۸ سپاه خرم آباد نیز تعدادی نیرو جهت کمک به فرو نشاندن تحرکات ضد انقلاب به شهرکرد اعزام نمود. شهید ناصری به عنوان فرمانده بخشی از نیروهای اعزامی در این ماموریت به شهرکرد اعزام گردید. سرهنگ بازنشسته میرولی ماسوری یکی از نیروهای اعزامی به این ماموریت بوده اند.

 

حضور در ماموریت های سرکوب غائله خلق عرب و کردستان:

همانگون که اشاره شد؛ کشورهای استعمارگر و سلطه جوی خارجی به سرکردگی آمریکای جهانخوار که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران منافع خود را از دست رفته می دیدند؛ اقدامات متعددی از جمله: دامن زدن به اختلافات قومی انجام دادند. با شروع تحرکات قومی در کشور که با هدف تجزیه ایران و به تحریک استکبار جهانی و با همکاری و اقدامات خائنانه و خرابکارانه عوامل سر سپرده داخلی از جمله منافقین کور دل در نقاط مختلف کشور مانند: شهرکرد، گنبد، خلق عرب در خوزستان و تحرک کومله و دمکرات در کردستان و … به راه افتاده بود؛ سردار شهید علیرضا ناصری بعد از ماموریت شهرکرد در دومین ماموریت برون استانی در سال ۱۳۵۸؛ ایشان به همراه تعدادی از پاسداران جان بر کف خرم آباد، بصورت داوطلبانه از طریق سپاه خرم آباد برای کمک به مهار غائله خلق عرب به خوزستان و سپس به منظور نقش آفرینی در فرو کش نمودن آتش شعله ور شده جنگ و مبارزه مسلحانه علیه نظام در کردستان توسط کومله و دمکرات عازم این استان شدند.

 

سردار شهید علیرضا ناصری - کردستان - سنندج 1359
سردار شهید علیرضا ناصری – کردستان – سنندج ۱۳۵۹

 

سردار شهید علیرضا ناصری از سال ۱۳۵۸ تا اواخر سال ۱۳۵۹ و در طول مدت طولانی حضورش در کردستان با مسئولیت های مختلف از جمله فرمانده یگان ( گردان )  اعزامی سپاه لرستان و دوشادوش سایر رزمندگان کشورمان، به مبارزه با عناصر خود فروخته و جدایی طلب کردستان پرداختند و در این راه بارها تا مرز شهادت پیش رفتند.

 

سردار شهید علیرضا ناصری - کردستان - سنندج 1359
سردار شهید علیرضا ناصری – کردستان – سنندج ۱۳۵۹

 

به روایت خاطراتی از همرزمان، یک بار نیز در سال ۱۳۵۹ در گردنه مروارید حد فاصل سنندج – کامیاران شهید علیرضا ناصری به عنوان معاون گردان به اتفان تعدادی از نیروهای رزمنده لرستانی در کمین ضد انقلاب گرفتار شده که به لطف خدا و با رشادت و درایت مثال زدنی خود و همرزمانش و با وجود شهادت چند تن از همرزمان شجاع و دلاورش همچون شهید امان ا… مرادی فرمانده گردان و رزمنده شهید ملک رضا جمشیدی نهایتا خود را از کمین دشمن رهایی بخشیدند.

به روایت زنده یاد سرهنگ عطایی یکی از همرزمان شهید ناصری و از نیروهای اعزامی به کردستان، پس از شهادت شهید مرادی، شهید ناصری به عنوان فرمانده نیروهای اعزامی لرستان انتصاب گردیده و تا پایان ماموریت چند ماهه در کردستان، فرماندهی نیروهای اعزامی لرستان را عهده دار بوده اند.

 

آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و اعزام به خوزستان :

آغاز رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ و ایفای نقش سردار شهید علیرضا ناصری در مقاومت هشت ساله و تاریخی ملت ایران و به فرموده رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای ( مد ظله العالی ): « … بی نظیر واگر کمی احتیاط کنیم کم نظیر… » در تاریخ این کشور، از فرازهای بلند زندگی سراسر حماسه این سردار سرافراز اسلام و انقلاب اسلامی است. مقاومتی که نه فقط در برابر کشور عراق، بلکه در برابر تمام دنیا و در مقابل اتحاد و اتفاق نا مبارک استکبار جهانی صورت گرفت و در حقیقت و بدون تردید باید گفت: جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در قواره های یک جنگ جهانی بود. جنگی که در یک طرف آن ایران و در طرف مقابل، همه دنیای استکبار با تمام قوا، اعم از نیرو و امکانات و ادوات پیشرفته نظامی روز دنیا ایستاده بودند و مستقیم و غیر مستقیم و به انحاء مختلف عراق را هدایت و حمایت می کردند. استکبار جهانی و کشورهای سلطه گر، ضمن نقض کلیه قوانین بین المللی، به هر شکل ممکن به کشور متجاوز عراق کمک رسانی می کردند. حتی به این نیز اکتفا نکردند و بارها و بارها پا را فراتر گذاشتند. در مواردی با اعزام نیرو به عراق آنان را در جنگ با ایران یاری می کردند. گواه آن اسارت نیروی نظامی از دهها کشور غربی و عربی در طول ۸ سال جنگ می باشد. در پاره ای از موارد نیز برخی از قدرت های سلطه گر اقدام به رویارویی مستقیم با رزمندگان ایرانی می نمودند. مانند نبرد ناوهای جنگی آمریکا با قایق های تند رو ایران در خلیج فارس و یا اقدامات نا جوانمردانه تری همانند هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران و به شهادت رساندن نزدیک به ۳۰۰ مسافر بی گناه در خلیج فارس توسط ناو های آمریکایی از نمونه های جهانی بودن این نبرد است.

 

* اعزام به خوزستان به اتفاق جمعی از پاسداران جان بر کف سپاه خرم آباد در ابتدای شروع تهاجم همه جانبه عراق علیه ایران در سال ۱۳۵۹ (حضور در مقاومت تاریخی  و آزادسازی سوسنگرد): 

سردار شهید علیرضا ناصری اندکی پس از شروع جنگ تحمیلی به اتفاق جمعی از پاسداران جان بر کف سپاه خرم آباد عازم مناطق جنگی خوزستان شدند این رزمندگان، از اولین مدافعان غیر بومی خوزستان بودند که توانسته بودند در کوتاهترین زمان ممکن خود را به مناطق جنگی جنوب برسانند. در جریان محاصره سوسنگرد و مقاومت جانانه فرزندان لرستان و ایران اسلامی در آبان ماه ۱۳۵۹ به اتفاق بخشی از مردم و نیروهای بومی و رزمندگان سایر نقاط کشورمان، جزو رزمندگان اعزامی از لرستان ( تقریبا ۲۰۰نفر نیروی اعزامی لرستان ) بودند که در شهر ماندند و علیرغم چندین روز محاصره و جنگ تن به تن و نا برابر با دشمن، شجاعانه جنگیدند و شهر در حال سقوط سوسنگرد را با مقاومت جانانه خود و با رشادت همه رزمندگان اسلام از خطر سقوط حتمی نجات داده و دشمن را به عقب راندند. شهید علیرضا ناصری مدت زیادی در جبهه های غرب و جنوب از جمله: مهران، دهلران، موسیان، سوسنگرد، بستان، هویزه، آبادان، خرمشهر، دارخوین، جفیر، زبیدات، شلمچه و … به نبرد با دشمن بعثی پرداخت.

در جریان عملیات بزرگ بیت المقدس که سوم خرداد سال ۱۳۶۱ به آزاد سازی تاریخی خرمشهر انجامید، با مسئولیت فرمانده گردان حضور داشت و علاوه بر این عملیات سرنوشت ساز و به تعبیر حضرت امام ( ره ) « ما فوق طبیعت » در عملیات های بزرگ و کوچک دیگری نیز حضور داشتند. پس از آن نیز شهید ناصری و رزمندگان لرستانی در قالب یگان های رزم خوزستان مانند تیپ ۱۵ امام حسن ( ع ) از لشکر۷ ولیعصر ( عج ) سپاه خوزستان به نبرد با دشمن پرداختند و در عملیات های بزرگی همچون فتح المبین، ثامن الائمه و … حضور داشتند.

 

سردار شهید علیرضا ناصری در کنار یکی از همرزمانش -زبیدات عراق 1362

سردار شهید علیرضا ناصری در کنار یکی از همرزمانش -زبیدات عراق ۱۳۶۲

 

* ایفای نقش و حضور  موثر در فروکش نمودن فعالیت ها، تحرکات و توطئه‌های ضد انقلاب و عناصر سلطنت طلب (در استان لرستان):

از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عده ای از عناصر سلطنت طلب و گروهک های ضد انقلاب و البته افراد فرصت طلب، با اقدامات خرابکارانه، موجب سلب آسایش عمومی شهروندان و سایر مردم انقلابی در برخی نقاط کشور و استان لرستان می شدند. دامنه اقدامات خرابکارانه ضد انقلاب و وابستگان و وفاداران نظام سرنگون شده شاهنشاهی که فضای ایران بعد از انقلاب به مذاقشان خوش نمی آمد و به طرق مختلف، مبادرت به اقدامات خرابکارنه می کردند؛ بارها و بارها در نقاط گوناگون استان انقلابی لرستان تحرکاتی انجام می‌دادند و هر بار نیز با هوشیاری ملت شهید پرور و مردم متدین استان و با هوشیاری پاسداران جان بر کف، در سریعترین زمان ممکن این تحرکات و توطئه‌ها در نطفه خاموش می شد.

به موازات تحرکات افراد سلطنت طلب، با تحریک دشمنان خارجی و عوامل وابسته و مزدور داخلی با دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، تحرکات و نا آرامی هایی در برخی نقاط کشور از جمله گنبد، خوزستان و کردستان به وجود آمد. برخی احزاب و گروهها و شخصیت های ملی گرا و دارای گرایش های سیاسی فرصت طلب دیگر نیز که بعد از انقلاب بنا به شرایط و با هدف نفوذ در دستگاهها و مراکز تصمیم گیری، قانون گذاری و اجرایی و امتیازگیری و کسب موقعیت و منصب – به ظاهر – با جریان انقلاب همراه شده بودند، پس از آن که در گام اول، موفق تحمیل نظام سیاسی مد نظر خود نشدند و تلاش آنان برای حذف پسوند اسلامی از جمهوری اسلامی و تبدیل به جمهوری یا جمهوری دمکراتیک، با هدف پایه ریزی یک حکومت لیبرال – دموکراسی، بی نتیجه ماند و راه به جایی نبردند و با پاسخ و موضع‌گیری قاطع  امام ( ره ) مواجه شدند که فرمودند:  “جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر ” و از حربه های دیگر نیز نهایتا چیزی عایدشان نشد و با عزل و فرار مفتضحانه سرکردگانشان یعنی بنی صدر خائن و رجوی آدمکش و وطن فروش، عملا از سیستم و بدنه حکومت بیرون رفتند یا کنار گذاشته شدند؛ در فاز دوم اقدامات خود، روی به مبارزه مسلحانه آوردند و در مقابل انقلاب و نظام و ملت ایران صف آرایی کرده و به مبارزه مسلحانه روی آوردند و جنایات بی شمار و تاسف باری را رقم زدند که بیش از ۱۷٫۰۰۰ ترور، از مسئولین رده بالای نظام گرفته تا مردم عادی کوچه و بازار توسط گروهک ضد انقلاب منافقین، فقط بخشی از اقدامات ضد انقلاب می باشد. فجایع کردستان و اقدامات دیگر ضد انقلاب نیز داستان خاص خود را دارد.

در لرستان نیز فعالیت های عناصر ضد انقلاب و سلطنت طلب و … در جای جای استان شدت گرفت و باز هم سپاه پاسداران با همکاری مردم به صحنه آمد و با رشادتهای پاسداران جان بر کف طومار منافق و معاند و سلطنت طلب و دزد و قاچاقچی را  همزمان با نقش آفرینی در بحرانهای خارج از استان مانند غائله خلق عرب در خوزستان و اقدامات مسلحانه کومله و دمکرات در کردستان و برخی نقاط دیگر، از طرفی مقاومت در برابر تجاوز سراسری و همه جانبه عراق به کشور  در هم پیچیدند.

به نقل از برخی پاسداران با سابقه لرستان نظیر مصطفی آشنا دوست و همرزم سردار شهید علیرضا ناصری، پاسداران شجاعی همچون سردار شهید ناصری و سردار  شهید نعمت الله سعیدی فرمانده وقت عملیات سپاه خرم آباد و دیگران پاسداران جان برکف وارد صحنه و عرصه کارزار شدند و این غائله ها و اقدامات سیاسی امنیتی ضد انقلاب را شناسایی و سرکوب می کردند.

به عنوان نمونه؛ گروهک ضد انقلاب فداییان خلق در چغلوندی خرم آباد نشست سیاسی داشتند و هزار عضو را از سراسر ایران فراخوانی کرده بودند و نقشه های شومی در سر داشتند که با هوشیاری بچه های سپاه و اقدامات سرداران شهیدی چون علیرضا ناصری و نعمت الله سعیدی با همکاری و همراهی بخش دیگری از پاسداران انقلاب، این توطئه را نیز بموقع شناسایی و خنثی و طی یک عملیات رعد آسا و شبانه بیشتر آنان دستگیر نمودند و پایگاه و شیرازه سازمان و تشکیلات این گروهک خطرناک در استان از هم پاشیده شد و در سطح کشور نیز ضربه مهلکی به تشکیلات آنان وارد شد. دهها مورد مشابه و ریز و درشت نیز  در شهرهایی مانند بروجرد و دورود و … نیز به همت فرزندان انقلاب شناسایی و خنثی شد.

 

 * فرماندهی سپاه یکی از شهرستانهای کنونی استان لرستان در سال ۱۳۶۱:

سردار شهید علیرضا ناصری بنا به تدبیر فرمانده وقت سپاه لرستان (خرم آباد) از جبهه فراخوانی و در پاییز سال ۱۳۶۱ تا اوایل تابستان سال ۱۳۶۲ به فرماندهی شهرستان سپاه چگنی (از شهرستان های استان لرستان) منصوب شدند. این شهرستان با سه مشکل بزرگ دست به گریبان بود. یکی فعالیت شدید ضد انقلاب بود که با تبلیغات گسترده و وسیع خود در منطقه، اقدام به جذب نیرو و عضوگیری می کرد. دوم؛ قاچاق اسلحه و مهمات بود که امنیت شهرستان را به مخاطره انداخته بود و سوم؛ تهیه، توزیع و استعمال مواد افیونی بود که سلامت جوانان و افراد منطقه و جامعه را با تهدید جدی مواجه ساخته بود.

 

 

20140131811 حکم بازرسی سپاه چ

 

به اعتراف ساکنان و مسئولین وقت ، شهید ناصری با درایت و اقدامات هوشمندانه خود و با محوریت کار فرهنگی و ارشادی توام با برخورد قاطع و قانونی، با همکاری سایر دستگاههای ذیربط و همکاری های مردمی توانست در مدت زمان کوتاهی هم فعالیت ضد انقلاب را بسیار کم نماید و هم قاچاق اسلحه و مهمات و تهیه، توزیع و استعمال مواد مخدر را در این منطقه به شکل قابل ملاحظه ای کم نماید.

 

۱۳۶۱ /مقر سپاه چگنی عکس از احمد بازگیر
۱۳۶۱ / مقر سپاه چگنی – عکس از احمد بازگیر

 

او با کمک همکاران پر تلاش و نیروهای مردمی، توانست آرامش، سلامت و امنیت را به مردم آن خطه باز گرداند، به طوری که مردم ساکن در آن منطقه تا سال ها بعد و حتی بعضا برخی از بزرگان آن شهرستان هم اکنون نیز از خدمات ارزنده و توان و تعهد کاری و اخلاق حسنه ایشان به نیکی یاد کنند.

 

*بازگشت دوباره به جبهه های جنگ و کمک و پیگیری تشکیل تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) :

شهید ناصری مرد پشت جبهه ها نبود و با درخواست خود ( علیرغم مخالفت اولیه فرمانده وقت سپاه استان به دلیل عملکرد موفق ایشان در فرماندهی سپاه چگنی)، دوباره در اوایل تابستان سال ۱۳۶۲ به جمع رزمندگان پیوست. تنها مدت کوتاهی پس از بازگشت، با پیگیری تعدادی از روحانیت و مسئولین استان و جمعی از فرماندهان و رزمندگان لرستانی از جمله ایشان، تیپ مستقل حضرت ابوالفضل ( ع ) در تیر ماه ۱۳۶۲ تشکیل و رزمندگان لرستانی جهت عضویت در این یگان رزمی فراخوانی شدند. با تشکیل و شروع فعالیت تیپ مستقل ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) لرستان در ۵ تیر ۱۳۶۲ در جنگل امقر کردستان، ایشان به عنوان عضو شورای فرماندهی و معاون تدارکات و مسئول تسلیحات، توزیع و نگهداری و … واحد تدارکات لشگر معرفی گردید. همزمان نیز مسئول محور پشتبانی  لشگر ۵۷ در جبهه های غرب و جنوب بودند. بعد از معرفی به عنوان جانشین لجستیک لشگر، در اکثر عملیات های لشگر ۵۷ از سال ۶۶ تا پایان جنگ تحمیلی فرمانده محور پشتیبانی عملیات ها نیز بوده اند.

 

 

PicsArt_۰۸-۱۹-۰۱.۲۹.۱۸

سردار شهید علیرضا ناصری در کنار همرزم جانباز، مصطفی آشنا و جمعی از همرزمان – موسیان، سال ۱۳۶۳

 

 

PicsArt_۰۸-۲۰-۰۸.۵۴.۲۱i

۱۳۶۳/ موسیان، عکس از احمد بازگیر همرزم شهید

 

 

۱۳۶۳/موسیان عکس از احمد بازگیر همرزم شهید

۱۳۶۳/ موسیان، عکس از احمد بازگیر همرزم شهید

 

۱۳۶۳ موسیان /عکس از احمد بازگیر

۱۳۶۳/ موسیان، عکس از احمد بازگیر همرزم شهید

 

سردار شهید علیرضا ناصری - جبهه های جنوب
سردار شهید علیرضا ناصری – جبهه های جنوب

 

سردار شهید علیرضا ناصری - جبهه هاهای جنوب 1366/11/20
سردار شهید علیرضا ناصری – جبهه های جنوب ۱۳۶۶/۱۱/۲۰

 

*شهید علیرضا ناصری در مدت خدمت در تیپ (لشگر) ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) از بدو تاسیس در ۵ مرداد ۱۳۶۲ تا زمان مجروح شدن  در تاریخ ۳ مرداد ۶۷؛ با عنوان مسئول محور پشتیبانی جبهه های غرب و جنوب،  در اکثر قریب به اتفاق عملیات های بزرگ و کوچک  لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) حضور داشته و از سال ۶۶ به بعد نیز به عنوان جانشین لجستیک(تدارکات و پشتیبانی) لشگر ۵۷ و مسئول محور پشتیبانی عملیات های این لشگر نقش آفرینی نموده و سهم بسزایی در موفقیت های لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) دارد.

*در سند زیر که مربوط به سال ۶۲ می باشد، شهید ناصری به عنوان مسئول پشتیبانی محور دربندیخان و رابط لشگر ۵۷ توسط فرمانده ستاد لشگر ۵۷ به «ستاد منطقه ۲ نجف» معرفی گردیده است.

 

معرفی سردار شهید ناصری به عنوان مسئول محور تدارکات

 

*فرمانده گردان زرهی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) بعد از تشکیل در سال ۱۳۶۶:

برابر ابلاغ سلسله مراتب فرماندهی سپاه، لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع) در سال ۱۳۶۶ اقدام به تشکیل گردان زرهی نمود. و بنا به تدبیر فرمانده لشگر، سردار شهید علیرضا ناصری به عنوان فرمانده گردان زرهی لشگر ۵۷ ابوالفضل (ع) منصوب و مشغول به کار گردید. مدتی بعد(چند ماه)، باتوجه به مقدورات و محدودیتها ی گردان زرهی در مناطق ماموریت لشگر، که عمدتا مناطق کوهستانی و صعب العبور شمال غرب بود و طبیعتا نقش این گردان در عملیات ها کم رنگ تر می شد؛ از طرفی، پس از تغییر مسئول تدارکات و پشتیبانی لشگر که حالا به لجستیک تغییر نام داده بود؛ با جابجایی مسعود بهاروند مسئول لجستیک لشگر با عباس علیشاهی مسئول ستاد جنگ استان و از مسئولین اولیه تدارکات و پشتیبانی لشگر، مسئول جدید لجستیک که سابقه همکاری با شهید ناصری را در سال های قبل داشتند؛ درخواست بازگشت دوباره ایشان را به لجستیک لشگر دادند، پیگیری و اصرار ایشان و شرایط خاص منطقه ماموریت یگان که گردان زرهی با نوع ماموریت آن همخوانی چندانی نداشت، بالاخره جواب داد و بنا به ضرورت و اهمیت نقش تعیین کننده پشتیبانی قوی از ماموریت های رزمی و غیر رزمی لشگر که در آن سال ها حجم آن بسیار بیشتر نیز شده بود، با بکارگیری عناصر و فرماندهان قوی و  کارآزموده و استفاده از تجربه و تخصص آنان در رده های پشتیبانی رزم، فرمانده لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع) با بازگشت ایشان به لجستیک موافقت نموده و در همان سال شهید علیرضا ناصری به عنوان جانشین لجستیک لشگر معرفی گردیدند.

 

* پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران و تعبیر «نوشیدن جام زهر» توسط حضرت امام خمینی ( ره ):

چند روز پس از عملیات سورکوه بانه که تیرماه ۱۳۶۷ توسط لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) انجام شد قعطنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل طی پیامی که از سوی حضرت امام خمینی ( ره ) صادر و با تعبیر « نوشیدن جام زهر » از آن نام برده شد، توسط جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد. شهید ناصری نیز مانند بسیاری از رزمندگان اسلام از پذیرش قطعنامه و به کار بردن این تعبیر دردناک از سوی حضرت امام بسیار منقلب می شوند. ایشان با ناراحتی، خطاب به عده ای از همرزمان می گویند: شاید حضرت امام از ما رزمندگان، نا امید شده است که حاضر به قبول و پذیرش قطعنامه شده و آن را به «نوشیدن جام زهر »تعبیر نموده اند.

 

*عملیات مرصاد و آغاز یک پرواز :

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ گردانهای رزمی لشگر ۵۷ که به تازگی از عملیات سور کوه بانه که اواخر تیرماه ۱۳۶۷ انجام گرفت، رهایی پیدا کرده بودند، به استراحت فرستاده می شوند و رده های ستادی این یگان که بایستی تا خروج آخرین رده و نفر می ماندند، پس از راهی نمودن یگان، خود نیز چند روز بعد در حال حرکت به سمت خرم آباد (به روایتی، جهت بازدید از منطقه ماموریت جدید لشگر) هستند که در بین راه خبر می رسد که عراق و منافقین حمله همه جانبه ای از سمت غرب کشورمان آغاز نموده و با سرعت هر چه تمامتر در حال پیشروی هستند.

 

525px-Mersad

تصویری از خسارات ماشین جنگی دشمن در عملیات مرصاد- ۶ مرداد ۱۳۶۷

 

فرمانده یگان ۵۷ و عده کمی از رده های ستادی از جمله: تدارکات و پشتیبانی لشگر به فرماندهی سردار شهید علیرضا ناصری و عناصری از گردان ادوات و یکی از گردان های پیاده به منظور ایستادگی در برابر تهاجم گسترده دشمن مسیر خود را به سمت اسلام آباد و کرند غرب و سر پل ذهاب تغییر می دهند و با گروه اندک خود و به همراه عده ای از نیروهای مردمی و نظامی در جلوی دشمن صف آرایی می نمایند و شجاعانه تا آخرین نفر و فشنگ در برابر عده و عده دشمن و بخصوص ارتش به اصطلاح آزادیبخش منافقین مقاومت و ایستادگی می کنند.

 

شهید ناصری 930303

تصویری از چهره همیشه خندان و نورانی سردار شهید علیرضا ناصری

در حین هدایت رزمندگان لشگر ۵۷ در شرایط سخت جوی، دریکی از عملیات های شمال غرب- (احتمالا، حلبچه والفجر ۱۰)- اسفند ۱۳۶۶

عکس، از تنها فیلم به یادگار مانده ایشان برداشت شده است

 

 

در این ماموریت آخر و در واپسین روزهای جنگ، به قول سردار علیشاهی یکی از فرماندهان لشگر ۵۷ و از همرزمان شهید ناصری، « انگار ماموریت ایشان نیز به پایان رسید » و در جریان هجوم همه جانبه ارتش عراق و منافقین کور دل به مرزهای غربی کشورمان، این شهید سعید در حال نبرد و جلوگیری از پیشروی ارتش عراق و منافقین خود فروخته، در تاریخ سوم تیر ماه سال ۱۳۶۷ در منطقه سر پل ذهاب بر اثر ترکش بمب خوشه ای دشمن به شدت مجروح شد و فصل جدیدی از زندگی سراسر مبارزه و مقاومت ایشان شروع می شود.

 

*مجروحیت و بستری در بیمارستان :

پس از مجروحیت بسیار شدید سردار شهید علیرضا ناصری و اعزام ناامیدانه توسط همرزمان به باختران ( کرمانشاه کنونی ) و بیمارستان های نزدیک به منطقه جنگی و انجام اقدامات اولیه پزشکی، به دلیل شدت جراحات، ایشان به یکی از بیمارستانهای خصوصی تهران عزام و در این بیمارستان تحت اعمال جراحی بزرگی قرار می گیرد و درکمال بهت و حیرت پزشکان معالج و به اعتقاد آنان به دلیل بنیه جسمی قوی ولی در حقیقت به علت قدرت ایمان و اراده پولادین، زنده می ماند و نزدیک به ۵ ماه در برابر آثار و جراحات ناشی از ترکش بمب های دشمن و جراحی های مختلف و شاید برخی روش های درمانی – به نظر نامناسب و اشتباه – (علیرغم زخم عمیق و باز و اسخوان شکسته در زیر زخم، پزشکان معالج اصرار بر استحمام روزانه بیمار را داشتند که بواسطه همین مسئله، پای ایشان از همان ناحیه دچار عفونت شدید و مقاوم گردید که به تدریج به بقیه بدن ایشان گسترش پیدا نمود و نهایتا و عمدتا همین عامل، علت یا از علل اصلی شهادت ایشان شد) پزشکان معالج مقاومت نموده و دوام می آورند.

 

*اهم مسئولیت ها :

۱) فرمانده بخشی از نیروهای اعزامی سپاه خرم آباد و لرستان به شهرکرد در سال ۱۳۵۸

۲) فرمانده بخشی (در حد گردان) از نیروهای اعزامی سپاه خرم آباد و لرستان به کردستان در سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹

۳) فرمانده گردان رزمی (پیاده)  در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر در سال ۱۳۶۱ و مسئولیت های مشابه در ماموریت های دیگر، در قالب یگان های رزم خوزستان

۴) فرمانده  بخشی از نیروهای اعزامی سپاه خرم آباد به شهر محاصره شده و اشغال گردیده سوسنگرد

  • حضور در دفاع تاریخی و مقاومت ۵۲ روزه ۲۰۰ نفر از مدافعان سوسنگرد (رزمندگان لرستانی به روایت جمعی از رزمندگان، حدود یک هفته تا ۱۰ روز در محاصره کامل بوده اند) که جمع زیادی از آنان پاسدران جان بر کف لرستانی بودند که توانستند با رشادتی مثال زدنی و با جنگ نامنظم و تن به تن، محاصره کامل شهر را بشکنند و عراق را به عقب برانند. نهایتا نیز با تدبیر آیت الله خامنه ای نماینده وقت امام در شورای عالی دفاع و تایید شهید چمران و سایر فرماندهان نظامی و فرمان تاریخی حضرت امام، طی عملیات مشترک ارتش و سپاه و رزمندگان جنگ های نا منظم به فرماندهی شهید چمران و با رشادت مجاهدان حاضر در شهر، در تاریخ ۲۶ دیماه ۱۳۵۹ دشمن متجاوز عقب رانده شد و شهر سوسنگرد بطور کامل آزاد گردید.

۵) فرمانده سپاه یکی از شهرهای استان لرستان ( شهرستان چگنی ) از نیمه دوم سال ۱۳۶۱ تا نیمه اول سال ۱۳۶۲

۶) عضو شورای فرماندهی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) از تاریخ ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷

۷) معاون تدارکات و پشتیبانی و مسئول تسلیحات، خدمات و توزیع و نگهداری  لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در طول سالهای ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۶۶

۸) فرمانده گردان زرهی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع )  در سال ۱۳۶۶

۹) جانشین تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) لرستان از سال ۱۳۶۶ تا پایان جنگ تحمیلی

۱۰) فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در مناطق ماموریت لشگر۵۷ در جبهه های جنوب، غرب و شمال غرب، از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷ و تا روزهای پایانی جنگ تحمیلی

۱۱) هماهنگ کننده و رابط پشتیبانی کلیه رده های  لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع )  با قرارگاه نجف سپاه از سال ۱۳۶۲ تا پایان جنگ تحمیلی

۱۲) جانشین لجستیک و فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در ماموریت های رزمی و عملیات های این لشگر از سال ۶۶ به بعد، از جمله عملیات های: والفجر ۱۰، تک قمیش، عملیات بیت المقدس ۴، تک سورکوه بانه و عملیات غرور آفرین مرصاد مردادماه ۱۳۶۷ (از سال ۱۳۶۴ و با تشکیل گردان پشتیبانی و واگذاری فرماندهی این گردان به شهید ناصری، ایشان، معاون تدارکات و  فرمانده محور پشتیبانی منطقه و فرمانده گردان پشتیبانی لشگر در عملیات ها بوده اند)

*پس از پایان جنگ تحمیلی و در زمان مجروح بودن و بستری شهید علیرضا ناصری در بیمارستان، لشگر ۵۷ لرستان برابر ابلاغ سلسله مراتب فرماندهی سپاه، دچار تغییر در ساختار سازمانی گردید و این لشگر اقدام به تشکیل ۳ تیپ نمود. در همان زمان گفته می شد، ایشان جهت فرماندهی یکی از تیپ ها در نظر گرفته شده است که با شهادت شهید ناصری این امر محقق نگردید.

 

*بخشی از ماموریت ها، حوزه های مسوولیتی و عملیاتهایی که شهید ناصری در طول مبارزه با ضد انقلاب از سال ۵۸ تا سال ۵۹ و در دوران ۸ ساله دفاع مقدس (۵۹-۶۷ ) در آن حضور داشته اند :

سردار شهید علیرضا ناصری علاوه بر شرکت در عملیات سرکوب غائله های؛ ضد انقلاب در استان، شهرکرد، و حضور در کردستان با مسئولیت فرمانده نیروهای اعزامی لرستان و نبرد علیه ضد انقلاب و گروهک های جدایی طلب کومله و دمکرات درسال ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ ، در طول ۸ سال حضور در جبهه های غرب و جنوب با مسئولیت های متعدد در بسیاری از عملیات های بزرگ و کوچک از جمله عملیات های زیر حضور داشته و سهم به سزایی در موفقیت های رزمندگان اسلام بخصوص عملیاتهای لشگر همیشه پیروز ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) لرستان داشتند:

۱) حضور و انجام ماموریت رزمی در مناطق عملیاتی خوزستان (خرمشهر، بستان، سوسنگرد، موسیان، حمیدیه و …)  به همراه تعدادی از رزمندگان سپاه خرم آباد و نیروهای سازماندهی شده مردمی در روزهای آغازین تهاجم عراق به کشورمان.

۲) اعزام به سوسنگرد به همراه تعدادی از پاسداران خرم آباد و دفاع جانانه و مقاومت تاریخی در برابر دشمن و شکستن محاصره و آزاد سازی شهر سوسنگرد  که در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۵۹ صورت گرفت.

  • با نقش ارزنده این گروه تقریبا ۲۰۰ نفری و سایر رزمندگان اسلام بخصوص گردانهای نامنظم تحت امر شهید چمران. ( بنا به درخواست شهید چمران فرمانده جنگ های نامنظم تعدادی از رزمندگان زبده از بین نیروهای لرستانی مستقر در اهواز از جمله شهید ناصری انتخاب و قبل از ورود تمامی نیروهای لرستانی به سوسنگرد و شکستن محاصره شهر، چندین نوبت اقدام به عملیات ایذایی و چریکی بر علیه دشمن می نمایند.

۳) حضور  و انجام ماموریت رزمی در جبهه ها ی غرب و جنوب و شرکت در بسیاری از ماموریت های آفندی و پدافندی و عملیات های سال های آغازین جنگ به همراه نیروهای اعزامی لرستان در قالب لشگر ۷ ولیعصر ( عج ) خوزستان و شرکت در عملیات های فتح المبین، ثامن الائمه، طریق القدس و …

۴) حضور و انجام ماموریت رزمی با مسئولیت فرمانده گردان در عملیات بیت المقدس که  ۳ خرداد ۱۳۶۱ به آزادسازی خرمشهر ، هویزه و پادگان حمید منجر شد .

۵) فرمانده سپاه شهرستان چگنی از تابستان ۱۳۶۱ تا اوایل تابستان ۱۳۶۲ .

۶) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در اولین عملیات لشگر ۵۷ پس از تشکیل، به نام  عملیات والفجر ۶ که در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۶۲ در منطقه چزابه انجام گرفت. ( تشکیل تیپ مستقل ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) لرستان در ۵ مرداد ۶۲ در منطقه عملیاتی جنگل امقر کردستان صورت گرفت. پس از عملیات و حماسه حاج عمران، تیپ ۵۷ لرستان، خرداد ۶۵ به لشگر ارتقا یافت).

  • پدافند منطقه عملیاتی زبیدات عراق ( بعد از عملیات والفجر ۶ در تنگه چزابه) – مسئولیت شهید ناصری؛ معاونت تدارکات – مسئول پشتیبانی منطقه و رابط ویژه یگان با قرارگاه نجف، مسئول توزیع و نگهداری تیپ مستقل۵۷ حضرت ابولفضل (ع)

 

۷) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات ایذایی سرتک که در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۶۴ در زبیدات عراق انجام شد.

  • پدافند دربندیخان عراق در نیمه دوم سال ۶۴ – معاونت تدارکات – مسئولیت شهید ناصری؛ مسئول پشتیبانی منطقه و رابط ویژه یگان با قرارگاه نجف، مسئول توزیع و نگهداری تیپ مستقل۵۷ حضرت ابولفضل (ع)
  • پدافند منطقه و ارتفاعات گمو همواره با لشگر ۵۷ بوده استمعاون تدارکات لشگر و مسئول محور پشتیبانی منطقه و رابط ویژه یگان با قرارگاه نجف- فرمانده گردان پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابولفضل (ع)
  • پدافند ارتفاعات ژاژیله ماووت (به مدتی کوتاه) بر عهده یگان بود- معاون تدارکات لشگر و مسئول محور پشتیبانی منطقه و رابط ویژه یگان با قرارگاه نجف- فرمانده گردان پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابولفضل (ع)

۸) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات والفجر ۹ که در تاریخ  ۵ اسفند ۱۳۶۴ در جبهه های شمال غرب و سلیمانیه و چوراتا عراق انجام گرفت و و یکی از مهمترین اهداف آن کم کردن تمرکز نیرویی عراق در فاو ، نزدیک شدن به شهر سلیمانیه عراق و … بود .

۹) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در تک میشلان که  ۱۱ فروردین ۱۳۶۵ در شمال سلیمانیه انجام گرفت.

۱۰) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات حاج عمران که دوم  خرداد ۱۳۶۵ به انجام رسید و  رشادت به یاد ماندنی و « رزم دیدنی » جوانان لرستانی را در حاج عمران رقم زد. در این عملیات تعداد زیادی از رزمندگان لرستانی در اثر مقاومت سرسختانه خود در برابر دشمن از جمله ؛ دوتن از پسر عموهای شهید ناصری به نامهای : سردار شهید سپهدار بهادری از فرماندهان و عناصر زبده اطلاعات و عملیات لشگر ۵۷ لرستان و سردار شهید امان ا… نظر زاده از مسئولین سختکوش و فداکار لجستیک لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) به شهادت رسیدند . بعد از این عملیات بود که به سبب رشادت های کم نظیر رزمندگان لرستان و تقدیم بیش از ۳۰۰ شهید تیپ ۵۷ به لشگر ارتقا یافت .

۱۱) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات کربلای ۱ ( احتیاط ) که  ۱۰ تیر ۱۳۶۵ انجام گرفت و منجر به آزادسازی شهر مهران و ارتفاعات قلاویزان شد.

۱۲)شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات آبی – خاکی کربلای ۴ که در تاریخ  ۵ دی ۱۳۶۵ در جبهه های جنوبی انجام گرفت و فقط لشگر ۵۷ لرستان و ظاهرا یگان رزمی استان فارس موفق به دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده گردید. ضمن اینکه موفقیت لشگر ۵۷  لرستان زمینه ساز عملیات بزرگ و موفق کربلای ۵ شد.

۱۳) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات و پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات بزرگ کربلای ۵ که  در تاریخ  ۹ بهمن ۱۳۶۵ در شرق بصره و شلمچه انجام گرفت.

۱۴) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات، مسئول محور پشتیبانی منطقه و فرمانده گردان پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات کربلای ۱۰ که  ۲۵ فروردین ۱۳۶۶ انجام و منجر به آزاد سازی ۲۵۰ هزار کیلومتر از خاک عراق و ارتفاعات نزدیک شهر ماووت عراق شد.

۱۵) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات، مسئول محور پشتیبانی منطقه و فرمانده گردان پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع )در عملیات نصر ۴ که در تاریخ  ۳۱ خرداد ۱۳۶۶ انجام و منجر به آزادسازی ماووت عراق شد.

۱۶) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات، مسئول محور پشتیبانی منطقه و فرمانده گردان پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات نصر ۸ که در تاریخ  ۲۹ آبان ۱۳۶۶ و در شمال سلیمانیه عراق انجام گرفت و تصرف ارتفاعات استراتژیک گردرش را بدنبال داشت.

۱۷) شرکت با مسئولیت معاون تدارکات، مسئول محور پشتیبانی منطقه و فرمانده گردان پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات بیت المقدس ۲ که  ۲۵ دی ۱۳۶۶ در سلیمانیه عراق انجام گرفت و منجر به تصرف ۴۰ ارتفاع از ارتفاعات قمیش شد.

۱۸) شرکت با مسئولیت جانشین لجستیک و فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات والفجر ۱۰ که در تاریخ  ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ انجام گرفته و منجر به تصرف شهرهای حلبچه، دوجیله و خرمال عراق شد.

۱۹) شرکت با مسئولیت جانشین لجستیک و فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع )  در عملیات بیت المقدس ۴ که در تاریخ  ۵ فروردین ۱۳۶۷ در دربندیخان عراق و ارتفاعات شاخ شمیران انجام و منجر به تصرف ارتفاعات استراتژیک شاخ شمیران گردید.

۲۰) شرکت بامسئولیت جانشین  لجستیک و فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در تک قمیش که در تاریخ  ۲۷ خرداد ۱۳۶۷ در شمال سلیمانیه انجام گرفت.

۲۱) شرکت با مسئولیت جانشین لجستیک و فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات تک سورکوه بانه که ۲۴ تیرماه ۱۳۶۷ در ارتفاعات سور کوه بانه کردستان انجام گرفت.

۲۲) سرانجام شرکت با مسئولیت جانشین  لجستیک و فرمانده محور پشتیبانی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در عملیات مرصاد که ۳ مرداد ۱۳۶۷ انجام و انهدام ارتش به اصطلاح آزادیبخش منافقین را به دنبال داشت و عراق نیز در اثر این مقاومت حماسی و جاودانه مردم ایران مجبور به پذیرش نهایی  و اجرای قعطنامه ۵۹۸ شورای امنیت شده و درخواست آتش بس نمود . در جریان مقاومت منجر به این عملیات شهید ناصری در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۶۷  و در روز عید قربان شدیدا مجروح و پس از ۴ ماه و ۱۹ روز سرانجام در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۶۷ در بیمارستان شهید مصطفی خمینی تهران به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.

 

شهادت سردار شهید علیرضا ناصری:

شهید ناصری در عملیات مرصاد و در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۶۷ در روز عید قربان شدیدا مجروح و پس از ۴ ماه و ۱۹ روز  سرانجام در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۶۷ در بیمارستان شهید مصطفی خمینی تهران به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.

پیکر مطهر سردار شهید علیرضا ناصری در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۶۷ با حضور حجت الاسلام والمسلمین حسینی میانجی نماینده حضرت امام و امام جمعه خرم آباد، مسئولین کشوری و لشگری استان و اقشار مختلف مردم شهید پرور خرم آباد تشییع و بنا به وصیت شهید، در گلزار بهشت « رضا »ی زادگاهش شهر خرم آباد به خاک سپرده شد.

 

 

تصویری از سنگ مزار سردار شهید علیرضا ناصری

..
.

« درود می فرستیم به روح پاک و مطهر شهدای اسلام، انقلاب، امام شهدای انقلاب اسلامی ایران و  درود می فرستیم به روح پاک سردار شهید علیرضا ناصری 

«یادش گرامی و راهش پر رهرو باد »

 

 

*ویرایش و بازنویسی:  ۷ آذر۱۴۰۰

 

www.shahidnaseri.ir

 

ارسال دیدگاه
سوابق و فعالیت‌ها
______ «بسم الله الرحمن الرحیم» _____
سلام بر همه مجاهدین راه خدا که از دستورات الهی بدون هیچگونه عذر و بهانه ای اطاعت و جانفشانی می کنند و سرانجام در راه خدا به شهادت می رسند.
سلام و درود خداوند به رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی فرزند پاک امام حسین ( ع ) و پرچمدار مبارزه با ظلم و استکبار در عصر حاضر، سلام و درود بر آن مجاهد نستوه که شب و روز ، یک لحظه از یاد خدا غافل نیست. کما این که مسئولیت سنگینی بر دوش دارد.
سلام و درود خدا بر ملت مسلمان ایران که از این مصیبت ها و گرفتاری ها خسته نشده و نمی شوند. امیدوارم که خسته نشوند تا انقلاب خود را به جهانیان صادر نمایند.
خدایا! به ما آنچنان قدرت و توفیقی عطا فرما تا هر کاری که انجام می دهیم تنها و تنها در راه تو و برای رضای تو باشد!
خدایا! تو را شاهد می گیرم و باز هم تاکید می کنم که هدف من فقط و فقط حرکت در مسیر مورد خواست و رضایت تو و انجام وظیفه بوده است!
الهی! بارها العفو گفته ایم، پس بحق خوبان درگاهت از خطاها و گناهان ما در گذر و قلم عفو بر روی گناهان و بدی ها ما بکش!
شهید شدن آرزوی من است و از خدای خود می خواهم به جز شهادت در راه خودش، مرگم را قرار ندهد زیرا هیچ مقامی بهتر و بالاتر از شهادت نیست!