«بسم رب الشهداء و الصدیقین»

 

 دست نوشته ها و یادداشت های شخصی و کاری سردار شهید علیرضا ناصری
از فرماندهان و سرداران شهید سپاه در دوران دفاع مقدس

( جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ۱۳۶۷-۱۳۵۹)

 

 

 

 

با گذشت ۴۰ سال از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و ۳۳ سال از پایان دوران دفاع مقدس؛ هر چه دقیق تر به این رویداد تلخ -اما درس آموز-  و به این مقاومت تاریخی و افتخارآمیزِ ملت ایران و رزمندگان تاریخ سازش می نگریم؛ بیشتر به عظمت این حماسه ماندگار و این اثر عظیم و جاودانه حماسه سازان استثنایی آن پی می بریم؛ هر چه عمیق تر در این رویداد و جزییات آن تامل و تمرکز می کنیم؛  بیشتر به این واقعیت غیر قابل انکار، ایمان می آوریم  که مردان و زنان مجاهد آن دوران پر افتخار، انسان های بسیار خاص و ویژه ای بوده اند که شاید صرفا برای آن دوره تاریخی و به منظور به ثمر نشاندن آن حماسه بی بدیل و – با معیارهای مادی- ناممکن و شاید تکرار نشدنی -بدان شکل و در آن ابعاد-  خلق شده بودند.

جنگجویان و مبارزانی که قدرت اصلی آنان سلاح و تجهیزات و ساز و برگ نظامی نبود، چرا که دشمن، دهها برابر، بهتر و برتر و به روز تر از آن را در اختیار داشت. اما رزمندگان  مجاهد و از جان گذشته این دیار، برای آرمانی بزرگ و الهی پای در میدان جهاد و شهادت گذاشته بودند.

آنان انسان هایی وارسته بودند که خویشتن را از زمین جدا کرده و از بند مادیات و تمام زرق و برق های زودگذر زندگی مادی رهانیده بودند. این بزرگ مردان و شیرزنان، شاید از جنس همین مردم عادی بودند و از میان آنان برخاسته بودند؛ اما به درجه ای از ایمان و معرفت رسیده بودند که در همه احوالات، هزاران بار با سایر مردم فرق داشتند؛ در زمین بودند اما در عرش الهی و ملکوت سیر می کردند.

این مجاهدان فداکار، به وطن خود و هموطنان خویش عشق می ورزیدند و حاضر بودند برای آسایش و آرامش آنان هر گونه فداکاری انجام بدهند؛ اما هدف بزرگ و آرمان اصلی آنان چیز دیگری بود؛ آنان در وهله اول برای جهاد در راه  خدا می جنگیدند و – بدون توجه به نتیجه کار که برابر وعده الهی؛ چه با پیروزی ظاهری و چه با شهادت همراه می شد، پیروزی نهایی از آن آنان بود – برای ادای تکلیف، جانفشانی و مجاهدت می کردند.

آنان فرزندان راستین ایران بودند که جان دادند و خاک ندادند؛ خون دادند تا عزت و عظمت ایران و ایرانی برقرار و پایدار بماند؛ برای افراشته ماندن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران، به خاک می افتادند تا پرچم ایران همچنان در اهتزاز باشد.

کمتر کسی از این مدافعانِ دین و میهن و عزت و سربلندی ملت بزرگ ایران دوره های تخصصی وعالی نظامی در دانشگاههای نظامی دیده بودند. اما در امور نظامی و اشراف اطلاعاتی و طرح ریزی های عملیاتی سر آمد بودند. با این جمله، شاید – به درستی- ذهن بسیاری متوجه برخی شهدای شناخته تر جنگ از جمله: شهید باقری شود. اما ده ها و صدها شهید باقری بودند که نام در گمنامی دارند و هنوز هم برای بسیاری، همچنان ناشناخته مانده اند.

 

 

این فرماندهان نخبه و رزمندگان شجاع، در هنگام نبرد، تمام طرح های مبتنی بر اصول نظامی دشمن را باطل و نقش بر آب می کردند و بسیار بهتر و موثر تر از نیروهای ارتش مجهز و آموزش دیده و کلاسیک عراق مشق جنگ می کردند. گواه این مدعا، فتوحاتی است که نه تنها در اذهان رزمندگان و تاریخ کشور ما بلکه در برابر دیدگان حیرت زده فرماندهان ارتش بعث و در مقابل لنز دوربین رسانه های جهان و ماهواره های جاسوسی ابر قدرت ها به وقوع پیوست و مانند فتح خرمشهر و ده ها مورد مشابه، مایه حیرت کارشناسان نظامی ارتش های دنیا شد.

پیام مهم تر و بزرگ تر آن، نقش تعیین کننده عنصر اراده و ایمان و روحیه  ایثار و فداکاری و عزم جدیِ مبارزه و مقاومت ملت بزرگ و مقاوم ایران بود که هم جهانیان، این پیام را به خوبی دریافت کردند و هم کسانی که پیش از این فکر پلید تعدی و تجاوز را در سر می پروراندند.

 

 

شهید ناصری یکی از فرماندهان و مجاهدانی است که از درجه اخلاص و ایمان بسیار بالایی برخوردار بود و در شجاعت و شهامت نیز سرآمد بود. اما همانند اکثر فرماندهان و نیروهای سپاه اسلام، بجز تحصیلات پایان دوره دبیرستان و دوره های کوتاه مدت نظامی در هیچ دانشگاه نظامی،دوره های عالی نظامی را فرا نگرفته بود و مانند امروزی ها، تحصیلات آکادمیک در علم مدیریت و هیچ رشته دانشگاهی دیگری نداشت.

اما در فرماندهی فراتر از یک ژنرال دوره دیده و با تجربه ارتش های بزرگ دنیا عمل می کرد و در مدیریت نیز همانند کارشناسان و دانش آموختگان ممتاز و برجسته علم مدیریت، با ابتدایی ترین ابزار، برنامه ریزی و مدیریت می نمود. پایه و راز  اصلی قدرت فرماندهی و هنر مدیریت نیز به نبوغ ذاتی او و هم نسل ها و همسنگرانش بر می گشت. البته او و همرزمانش با اصول و قواعد علمی و نظامی، خیلی هم بیگانه نبودند؛ چرا که، دانشگاه نظامی و دوره های عالی مدیریت را در مکتب اسلام و در کوران حوادث انقلاب و بصورت عملی در میدان جنگ و مبارزه با دشمنان، تجربه کرده و بخوبی آموخته بودند و به بهترین شکل ممکن نیز از آن بهره می بردند.

علاوه بر فرماندهی، در حوزه مدیریتِ پیچیده و تخصصی و تعیین کننده لجستیک نیز، با شناخت از مسایل مختلف، برای کوچکترین موارد کاری، برنامه ریزی قبلی داشت. البته مانند مدیران امروزی اتاق و دفتر شیک و مجهز به امکانات سرمایشی و گرمایشی ویژه و منشی و میز مخصوص مدیریت و سیستم های کامپیوتری و نرم افزارهای پیشرفته در زمینه؛ مدیریت و حسابداری و انبارداری و مانند این ها نداشت، تنها ابزار و امکانات او در بهترین حالت، یک سررسید و یک خودکار بیک ساده بود، میز و محیط کارش یا میدان روباز و بی انتهای جنگ بود و یا سنگری سرپوشیده با چند گونی خاک دستی و آسیب پذیر بود که صدای غرش توپ و تانک و گاه اصابت دور و نزدیک گلوله به اطراف سنگرش تنها موسیقی و آهنگ گوش خراش و طنین انداز در منطقه بود و یا صندلی خاک گرفته یک تویوتای نظامی در حال حرکت و ماموریت به شمال و غرب و جنوب -که شب و روز نمی شناخت-  برای تامین اسلحه و مهمات و لباس و پوشاک و جیره جنگی رزمندگانِ همرزم بود.

 

 

سبک و سیستم مدیریت شهید ناصری و سایر مدیران و فرماندهان همرزم، مدیریت فداکارانه و خلاقانه در شرایط بحرانی و خاص جنگ بود که عمدتا به شیوه متحرک و سیار شکل می گرفت و عملیاتی و اجرایی می گردید. اگر بخواهیم آن را با برخی روش های علمی و امروزی مدیریت تطبیق بدهیم؛ شاید بتوان گفت: تلفیقی از سبک ها و روش های مختلف مدیریت مانند: اقتضایی، انگیزشی یا پدرانه بود. شاید هم، بهتر باشد این نوع مدیریت و رهبری را سبک خاص خود آن افراد خاص بدانیم که به برخی از این روش های علمی نزدیک است ولی با هیچکدام از آن ها مطابقت کامل ندارد و سبک و شیوه ای است که همه چیز آن خاص و ویژه بود.

آنان مانند موج دریا آرام و قرار نداشتند. به قول شاعر: «موجیم که آرامش ما عدم ماست»، مکان ثابت آنچنانی نداشتند. یا در میدان جنگ بودند و یا همسفر جاده های طولانی و در ماموریت های خطرناک و خسته کننده بسر می بردند. عمدتا نیز، یا خود رانندگی می کردند و یا بخشی از مسیر را راننده بودند. در این شرایط، شهید ناصری هم بایستی حواسش به رانندگیِ در شرایط جوی نا مناسب و راههای پر پیچ و خم جاده و کوهستان و میدان مین و ترکش توپ و خمپاره و غناسه (قناسه) و تک تیرانداز و سایر حوادث میادین جنگی باشد، هم به فکر انجام به نحو احسن و به موقع ماموریت و هم به فکر هزار مشغله ذهنی دیگر باشد.

 

 

با این حال، او هیچوقت مدیریت زمان را از دست نمی داد؛ هر جا اندک زمانی بدست می آورد؛ موارد کاری و برنامه ریزی های مختلف را در دفتر کار خود بصورت مرتب و اولویت بندی شده و با ذکر جزییات لازم یادداشت می کرد. از خاطره و مناجات و وصیتنامه و یادداشت های دیگر نیز غافل نمی شد و هیچ جزییاتی را از دست نمی داد.

کمتر اتفاق می افتاد مطلبی را فراموش کند و دوباره بنویسد یا مانند اکثر ما بارها و بارها خط بزند و بازنویسی نماید، یا اولویت ها را تغییر دهد. بسیار زیبا و خوش خط و مرتب و منظم هم می نوشت. خودکارش را آنچنان بر برگه کاغذ می کشید که انگار آن را نوازش می کرد و چیزی نمی نوشت. در دفتر یادداشت و تقویم و سررسیدش، کوچکترین موردی از دید او غافل نمی ماند. از هر چیز – ظاهرا کم اهمیت – نیز نت برداری و یادداشت می نمود. در زندگی شخصی نیز اینگونه بود.

 

 

اگر از مسیری عبور می کرد، فاصله بین شهرها، کیلومتر فاصله هر شهر با شهر دیگر، زمان لازم برای رسیدن به مقصد، ویژگی های مسیر عبور و … را نت برداری می کرد. اگر مبداء تا مقصد، چند مسیر جداگانه داشت، از هر مسیری که می گذشت یادداشت برداری می نمود و بعدا در همان صفحه اطلاعات مسیر دیگر را نیز برای مقایسه، درج می کرد.

 

 

انسان با اخلاق و خوش برخوردی بود. به همه احترام می گذاشت. مراقب بود کسی از او نرنجد. اما در مباحث کاری – با حفظ شان و شخصیت افراد – بسیار جدی بود. به مسایل کاری، موشکافانه و اصولی و تا حد امکان، علمی و تخصصی نگاه می کرد و مطالبه می نمود. از نظر مسئولین و متخصصین امر، بهره می برد. کار را به افراد دارای مهارت بالا و اهل فن می سپرد. در کنار بازدید و نظارت مستمر خود، از کارشناسان مربوطه جهت  نظارت بر حسن اجرای امور، استفاده می کرد.

 

 

توجه ویژه ای به رعایت بهداشت محیط و بهداشت فردی زیر مجموعه داشتند. بخصوص، به مسایل بهداشتی به صورت علمی و با ارجاع به کارشناسان بهداشت و اعمال نظرات آنان با نظارت تخصصی خودشان توجه ویژه داشتند. اصول انبارداری را تقریبا بصورت اصولی و منطقی و تا حدودی علمی به زیر مجموعه ابلاغ می کرد و خود نیز برای حسن کار، نظارت می کرد.

دارای روابط عمومی قوی بود. با دستگاههای مختلف دولتی و غیر دولتی تعامل بسیار خوبی داشت. همین امر سبب شده بود کمک های زیادی از طریق ستاد جنگ استان و سایر ادارات و نهادها برای رزمندگان و لشگر ۵۷ ابوالفضل(ع) جذب نماید. بر همین اساس و بواسطه مسئولیت کاری، رابط ویژه لشگر ۵۷ با قرارگاه نجف نیز بود.

 

 

در یادداشت ها و برنامه ریزی ها، همه چیز به دقت یاداشت می شد؛ برنامه اعزام و ورود و خروج رده ها، گردانها و نیروهای رزمی به مناطق جنگی و محل ماموریت را در آن شرایط کم ثبات و متغییر جنگی یادداشت نموده و دقیقا برنامه ریزی می کردند. پس از آن، موارد را جهت اجرا به رده های ذیربط می سپردند. نظارت از زیر مجموعه را در هر شرایطی انجام می دادند و نظرات و دستورات لازم را به آنان ابلاغ می کردند.

 

 

در نت برداری ها، تاریخ و مشخصات دقیق عملیات ها و اهداف و نتایج آن را یادداشت می کردند. به شکلی که برخی از یادداشت های چند دهه قبل ایشان با اطلاعات دقیق امروزی مطابقت کامل دارد، گاهی نیز در یادداشت های ایشان جزییات بیشتری ثبت شده است. خط زیبا و منحصر به فردی داشت. قلمی قوی و روان داشتند. اهل فکر و تحلیل بودند و گاهی درحوزه های مختلف مطالبی به رشته تحریر در می آوردند.

 

 

بخشی از اسناد باقی مانده از دست نوشته های این شهید با موضوعات مختلف: مناجات، تحلیل، وصیتنامه، برنامه ریزی های کاری و … در این یادداشت آورده شده است، قسمتی نیز قبلا منتشر شده و بخش دیگری از اسناد و مطالب نیز که امکان انتشار عمومی دارند، به تدریج بر روی سایت اختصاصی این شهید قرار داده خواهد شد.

 

 

فارغ از محتوا و پیام اصلی این متن و اسناد و موارد مرتبط با شخصِ خالق و محور خاطرات که یک شهید مجاهد و فرمانده اثر گذار است و موضوع اسناد که در ارتباط با رویداد بزرگ و خاطره ساز و افتخارآمیز ۸ سال دفاع مقدس می باشد؛ از آنجا که خاطرات، هر چه کهنه تر می شوند، خواندنی تر و خاطره انگیزتر می شوند – حتی اگر خاطراتِ تلخ روزهای جنگ و مرتبط با عزیزان سفر کرده باشند- یقینا بازبینی و بازخوانی مطالب مربوط به چند دهه قبل خالی از لطف نیست.

 

 

ضمن اینکه، گذشت سالیان طولانی از تحریر این یادداشت ها نیز با توجه به تغییراتی که در این فاصله زمانی زیاد اتفاق افتاده است بر ارزش و جذابیت آن می افزاید. بخصوص، برای کسانی که بنوعی در فضای کلی و خاص، محتوای اسناد و خاطرات بوده و در مکان و زمان نقش بستن این خاطرات قرار داشته اند، چرا که این خاطرات، یاد آور روزهای تلخ و شیرینی است که برای برخی افراد، خاطرات دیگری را نیز زنده می کند.

 

ویرایش و به روزرسانی: ۴۰۰۰۸۲۴

 

www.shahidnaseri.ir

۴۰۰۰۸۲۳

ارسال دیدگاه

سوابق و فعالیت‌ها
سلام بر همه مجاهدین راه خدا که از دستورات الهی بدون هیچگونه عذر و بهانه ای اطاعت و جانفشانی می کنند و سرانجام در راه خدا به شهادت می رسند. سلام و درود خداوند به رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی فرزند پاک امام حسین ( ع ) و پرچمدار مبارزه با ظلم و استکبار در عصر حاضر، سلام و درود بر آن مجاهد نستوه که شب و روز ، یک لحظه از یاد خدا غافل نیست. کما این که مسئولیت سنگینی بر دوش دارد. سلام و درود خدا بر ملت مسلمان ایران که از این مصیبت ها و گرفتاری ها خسته نشده و نمی شوند. امیدوارم که خسته نشوند تا انقلاب خود را به جهانیان صادر نمایند.