1. «بسم رب الشهداء و الصدیقین»

 

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا  احزاب(۲۳)

از میان مؤمنان، مردانى هستند که به آنچه با خداوند عهد و پیمان بسته بودند؛ صادقانه وفا کردند (و خود را آماده‌ى جهاد نمودند)، برخى از آنان پیمانشان را عمل کردند (و به شهادت رسیدند) و بعضى دیگر در انتظار (شهادت) هستند، و هرگز (عقیده و پیمان خود را) تغییر ندادند.

 

 

 

 

مقدمه:

در تاریخ هر ملتی، مقاطعی حساس و سرنوشت ساز وجود دارد که تاریخ و آینده آن ملت را می سازد؛ این تاریخ و آینده سازی را نخبگان و اسطوره هایی می سازند که آرزوها و آرمانهای مقدس و بسیار فراتر از دوران حاضر برای ملت و کشور خود در سر دارند. بدون شک! انقلاب اسلامی و به دنبال آن، جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس، حساس ترین مقاطع سرنوشت ساز تاریخی برای ملت مسلمان و شیعه ایران در دوران معاصر است.

 

اولین مقطع سرنوشت ساز ملت ایران (پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷):
انقلاب اسلامی حاصل آرمانهای الهی و بلند خمینی کبیر (ره) است که با الهام از آموزه های اسلام ناب محمدی و مکتب تشیع علوی و بالاخص فرهنگ سرخ عاشورایی حضرت حسین بن علی (ع) شکل گرفت و مردان و زنان آزاده و غیرتمند ایران زمین را به مبارزه با بی دینی، طاغوت، استکبار و بی عدالتی در جامعه، به یاری طلبید و هدایت نمود و با استعانت از خداوند و مجاهدت این مردان و زنان که هزاران تَن از آنان در این راه به شهادت رسیدند؛ این انقلاب را سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رساند.

 

دومین مقطع سرنوشت ساز ملت ایران (۸ سال دفاع مقدس):
دومین دوره از این مقاطع حساس، جنگ تحمیلی است که دشمنان، برای بر اندازی این انقلاب که برخاسته از عمق اعتقادات قلبی و باورهای دینی مردم ایران بود و شعارش؛ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود و ماهیت اسلامی و ضد استکباری داشت و اهداف شوم دیگری که دشمنان در سر داشتند، این جنگ تمام عیار را بر علیه ملت ایران به راه انداختند.
در این مقطع تاریخ ساز، یعنی دفاع مقدس و مقاومت هشت ساله بود که ملت بزرگ ایران در رکاب پیر و مراد خویش خمینی(ره) بزرگ و بت شکن پا به عرصه جهاد و شهادت گذاشتند و با اتکال به قدرت لایزال الهی و با تکیه بر اراده و ایمان و غیرت و شهامت و شجاعت زن و مرد و پیر و جوان خود و با برخورداری از هدایت های پیامبر گونه امام خویش، در نبردی سرسختانه و مقاومتی تاریخی، قدرت مادی و پوشالی دشمن را به انفعال و زبونی کشاندند و چنان حماسه ای خلق نمودند که به تعبیر مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای: « اگر نگوییم بی نظیر، [لااقل] کم نظیر » است و در تاریخ این مرز و بوم جاودانه خواهد ماند.

 

نقش و جایگاه مجاهدان و شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ تحمیلی در مقاطع سرنوشت ساز:
یقینا، مجاهدان و ایثارگران دفاع مقدس و در راس آنها شهیدان گلگون کفن، همانند سردار شهید علیر ضا ناصری اسطوره های بی بدیل این حماسه جاودانه ملت شجاع و انقلابی ایران اسلامی هستند. همان کسانی که به تعبیر قرآن کریم؛ به آنچه با خداوند عهد و پیمان بسته بودند؛ صادقانه وفا کردند؛ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا احزاب ﴿۲۳﴾؛ از میان مؤمنان، مردانى هستند که به آنچه با خداوند عهد و پیمان بسته بودند؛ صادقانه وفا کردند (و خود را آماده‌ى جهاد نمودند)، برخى از آنان پیمانشان را عمل کردند (و به شهادت رسیدند) و بعضى دیگر در انتظار (شهادت) هستند، و هرگز (عقیده و پیمان خود را) تغییر ندادند. پیکارگران و مجاهدان صبور و سختکوشی که همچون کوهی استوار در مقابل دشمن خدا ایستادگی کردند و مجد و عظمت آفریدند. همان کسانی که خداوند در قرآن کریم، آنان را پیکارگرانی می خواند که «در راه او پیکار می کنند» و «گویی بنیانی آهنین اند» و آنان را «دوست می دارد»؛ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوصٌ صف ﴿۴﴾؛ خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او پیکار می‌کنند و گوئی بنیانی آهنین‌اند. و به همین دلیل، آنان را به درگاه خویش فرامی خواند تا متنعم شوند و خطاب به پیامبر خویش می فرماید: «کسانی که در راه خدا کشته [شهید] شدند» را هرگز مرده نپندارند، «بلکه آنان زنده اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند»؛ وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ   آل عمران ﴿۱۶۹﴾؛ (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته [شهید] شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

 

فعالیت های انقلابی و ایفای نقش در تظاهرات مردمی علیه رژیم شاه:
سردار شهید علیرضا ناصری مصداق همان مجاهدانی است که با خدای خود عهد و پیمان بستنند و به پیمان خویش تا فدای جان و شهادت در راه او وفادار ماندند. عشق به خدا و دین رهایی بخش اسلام و ارادت به ایمه اطهار سلام الله علیها، در ذات او بود و با گوشت و پوست و خون و استخوان ایشان عجین شده بود. اما شتاب و جدیت او در جهت حرکت در راه خدا و دین اسلام و گام برداشتن در مسیر سعادت و جاودانگی، سالها قبل و در همان دوران نوجوانی و آشنایی با امام خمینی و اندیشه و هدف بزرگ آن مرجع عالیقدر و رهبر استثنایی، آغاز شده بود و تا پیروزی انقلاب اسلامی و نقش آفرینی های پس از آن ادامه یافت.
شهید ناصری به همین علت و با این انگیزه قوی، در زمره جوانان برومند و با غیرتی قرار گرفت که در دوران مبارزه با طاغوت و استکبار، همواره در خط حضرت امام (ره) و دوشادوش سایر جوانان غیور و انقلابی آن زمان و سایر اقشار ملت ایران در میدان مبارزه حضور داشت و برای عزت و سربلندی دین و کشور خود، شجاعانه مبارزه کرد و بارها تا مرز شهادت نیز پیش رفت. اما تقدیر چنین بود که بماند و در صحنه های دیگر انقلاب و دفاع از دین و میهن و ملت بزرگ خود نیز نقش آفرینی و حماسه سازی کند.

 

پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام و انقلاب را رها نکرد و در همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی در۲۲ بهمن ۵۷ لباس مقدس پاسداری به تن کرد و سلاح مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی به دست گرفت و بدون کوچکترین تردید در انتخاب آگاهانه این راه، به هر شکل و در هر کجا که لازم بود به دفاع از اسلام، ایران، انقلاب اسلامی و دستاوردهای مقدس آن پرداخت.
او از نخستین کسانی بود که در کنار سردار شهید نعمت الله سعیدی و به همراه سایر همرزمان، هسته اولیه سپاه پاسداران را در استان لرستان و شهرستان خرم آباد بنا نهاد و بلافاصله به مبارزه بی امان با جریان های معاند، مخالف و منحرف با گرایش های سیاسی متعدد، قاچاقچیان اسلحه و مواد افیونی و سلب کنندگان آسایش و آرامش و سلامت جامعه و مردم استان و شهرستان خرم آباد پرداختند.
با شروع توطئه های استکبار علیه نظام مقدس و نو پای ایران اسلامی و به راه انداختن غائله های ضد انقلاب درسراسر کشور و به طبع آن در بسیاری از استان ها از جمله: استان لرستان، شهید علیرضا ناصری جزو اولین پاسداران و فرماندهانی بود که پس از نقش آفرینی در فروکش نمودن غایله ها و تحرکات ضد انقلاب در این استان، برای مقابله با تحرکات ضد انقلاب، به عنوان یکی از فرماندهان گروههای اعزامی سپاه لرستان عازم غرب کشور شد و برای مقابله با این جریانات منحرف و معاند که قصدی جز براندازی انقلاب نوپای ملت ایران و تجزیه کشور را نداشتند، به منطقه کردستان عزیمت نمود و توانست به همراه سایر همرزمان نقش بسزایی در دفاع از مردم و بازگردان آرامش و امنیت به آن خطه، با مقابله و سرکوب ایادی استکبار در کردستان همانند احزاب کومله، دمکرات و جریانهای معاند و وابسته سلطنت طلب ایفا نماید.

 

آغاز تهاجم گسترده و همه جانبه عراق علیه ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹:
با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۵۹ که یکی دیگر از توطئه های استکبار جهانی برای براندازی نظام اسلامی ایران بود. سردار شهید علیرضا ناصری جزو اولین کسانی بود که در همان روزهای نخست جنگ به همراه حدود ۲۰۰ نفر دیگر از پاسداران استان از خرم آباد عازم جبهه های نبرد در منطقه سوسنگرد شدند. در آن زمان ارتش بعث با تصرف شهر بستان خود را به دروازه سوسنگرد رساند و این شهر محاصره شده در آستانه سقوط قرار گرفته بود؛ تنها مدافعان شهر نیز در محاصره بودند. با ورود نیروهای سپاه لرستان و شهید علیرضا ناصری و دیگر همرزمان او و سپس شکل گیری ستاد جنگهای نا منظم به فرماندهی شهید دکتر چمران و مقاومت جانانه این عزیزان، در آن مقطع از سقوط شهر جلو گیری بعمل آمد و سرانجام نیز با با فرمان بنیانگذار کبیر انقلاب و تدابیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای که در آن زمان نیز از مسئولین ارشد جنگ بودند و رشادت نیروهای نظامی از جمله: شهید ناصری و همرزمان شجاع و دلاورش سرانجام ۲۶ دی ماه ۱۳۵۹ سوسنگرد آزاد شد و به آغوش میهن اسلامی بازگشت.
کمی بعد نیز این مدافعان توانستند با اجرای دو عملیات محدود؛ یا مهدی ادرکنی (عج) و امام علی (ع) خطر دشمن را تا حدود زیادی از این منطقه دور نمایند. این عملیاتها نخستین عملیات های آفندی موفق سپاه اسلام در مقابل دشمن تا آن زمان (سال ۵۹) بودند.
در ادامه جنگ و شکل گیری نخستین یگانهای رزمی سپاه در سال ۶۰ تا ۶۱ شهید علیرضا ناصری همواره در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور داشت و دوشادوش سایر رزمندگان اسلام در نبردها و عملیاتها ی مختلف، همانند: فتح المبین، طریق القدس و بویژه عملیات بزرگ بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر در قالب یگانهای سپاه منطقه هشت (خوزستان و لرستان ) یعنی لشگر ۷ ولی عصر (عج) – تیپ ۱۵ امام حسن (ع) – تیپ ۷۲ زرهی محرم و … بعنوان فرمانده رده های مختلف عمل کننده تا رده فرمانده گردان عملیاتی حضور چشمگیر و تاثیرگزاری داشت.

 

فرماندهی سپاه چگنی:
شهید علیرضا ناصری مدتی به فرماندهی سپاه شهرستان چنگی انتخاب و مشغول به کار شد. این منطقه در آن زمان، علاوه بر حضور و فعالیت گسترده عناصر ضد انقلاب، دچار چالشهای امنیتی و اجتماعی دیگری شده بود که ایشان توانست با درایت و فرماندهی و مدیریت مدبرانه و اصوالی و با همکاری و همراهی مردم و مسئولین بر تمامی این مشکلات فائق آید. حدود یکسال یا کمی بیشتر فرمانده سپاه چگنی بودند که علیرغم موفقیت در این مسئولیت و تدبیر فرمانده سپاه استان و خرم آباد بر ادامه مسئولیت، بنا به درخواست و اصرار خود، مجددا و به صورت داوطلبانه به جبهه های جنگ عزیمت نمود.

 

تشکیل تیپ مستقل ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع):
پس از این مقطع (۵۹ تا ۶۱) از دفاع مقدس که در تاریخ جنگ به عنوان دوران آزاد سازی اراضی اشغال شده توسط دشمن از آن یاد می شود از ابتدای جنگ تحمیلی تا تابستان سال ۶۱ لرستان یگان رزمی خاص رزمندگان اعزامی خود نداشت و این رزمندگان در سایر یگانهای رزم سپاه بویژه یگانهای مربوط به خوزستان بکارگیری می شدند که صرف نظر از نیت حضور رزمندگان لرستانی در جبهه جنگ از نظر اداری و … این رزمندگان همواره با مشکلاتی رو به رو بودند. لذا با مشورتهای که با فرمانده کل سپاه (برادر محسن رضایی) شده بود، سر انجام عده ای از رزمندگان لرستانی از جمله: سردار شهید علیرضا ناصری در پنجم مرداد ۶۲ و در منطقه جنگل امقر – ذلیجان ( منطقه عملیاتی و الفجر مقدماتی ) دور هم جمع شده و با تقسیم بندی مشاغل و رده های فرماندهی و کنترل نیروها بین خود، تیپ ۵۷ ابوالفضل ( ع ) را بعنوان یگان رزم مستقل لرستان به استعداد سه گردان پیاده و تمامی واحدهای پشتیبانی رزم و خدمات رزم تاسیس کردند. شهید ناصری که در آن زمان جزو موسسین تیپ بود؛ بعنوان یکی از معاونین واحد تدارکات تیپ برگزیده شد و دوران جدیدی از خدمت و رزم بی امان خود با دشمن را شروع کرد که سرانجام و نهایتش چیزی جز رسیدن به وصال یار و متنعم شدن از درگاه باریتعالی برای همیشه خلقت نبود.

 

 

ماموریت های مهم پدافندی و آفندی و عملیات های لشگر ۵۷ ابوالفضل (ع) از سال (۶۲ تا سال ۶۵):
سردار شهید علی رضا ناصری در ادامه حضور خود در جبهه های جنگ، در اولین آوردگاه و میدان سخت جنگی پس از تشکیل تیپ ۵۷ به همراه سایر رزمندگان این یگان در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۶ که با هدف تصرف تنگه چزابه و پشتیبانی از عملیات خیبر در منطقه تنگه چزابه اجراء گردید، بعنوان مسئول یکی از معاونت های مهم تدارکات و لجستیک تیپ ۵۷ حضور چشمگیری داشت. در این عملیات بواسطه حساسیت منطقه برای دشمن، جنس زمین و لزوم آماد رسانی مداوم و بالاخره فعل و انفعالات اتفاق افتاده در طول ۳ روز جنگ شدید، تدارکات نقش بسزایی در پشتیبانی سازمان های رزم یگان و نقل و انتقال نیروها و آماد رسانی بر عهده داشت. در این میان، شهید ناصری به عنوان معاونت تدارکات و مسئول توزیع و نگهداری این رده، با توجه به مسئولیت پشتیبانی و تهیه و توزیع اقلام تدارکاتی که بر عهده داشت؛ حضوری مستمر و مداوم در میدان نبرد داشت و توانست نقش بسزایی در خلق این حماسه رزمندگان لرستانی داشته باشد.

بعد از این عملیات و عزیمت یگان ۵۷ به مناطق زبیدات و سپس دربندیخان عراق در نیمه دوم سال ۶۴ شهید علیرضا ناصری همواره به عنوان یکی از مسئولین محور پشتیبانی غرب و جنوب و تدارکات لشگر۵۷ ابوالفضل (ع) در این مناطق حضوری فعال و موثر داشت. متعاقب آن در دو عملیات پاتک ایذایی سرتک که ۵ دی ۱۳۶۴در منطقه دربندیخان و ارتفاعات بمو با هدف عملیات ایذایی به منظور انهدام استحکامات و نیرو و تجهیزات دشمن انجام گرفت، بویژه فرمانده پشتیبانی محور عملیات والفجر ۹ که ۵ اسفند ۱۳۶۴ در منطقه عمومی سلیمانیه عراق با هدف تصرف برخی ارتفاعات استراتژیک منطقه انجام شد، را برعهده داشت و در امر فرماندهی و هدایت نیروهای پشتیبانی و آمادرسانی دقیق و به موقع به نیروهای رزمی نقش بسیار موثری ایفا کردند.
سال ۶۵ شهید علیرضا ناصری با عزمی راسخ و اراده ای پولادین، در کسوت یکی از فرماندهان موثر، لایق، با تجربه،کاردان و شهادت طلب پشتیبانی یگان در عملیاتهای حاج عمران که ۲ خرداد ۱۳۶۵ در منطقه پیرانشهر و با هدف مقابله با تک سنگین دشمن و جلوگیری از تصرف پیرانشهر انجام گرفت، همچنین پشتیبانی و احتیاط عملیات بزرگ کربلای ۱ ( آزاد سازی مهران )، عملیاتهای کربلای ۴ که در ۳ دی ۱۳۶۵ در اروند و شلمچه و شرق بصره و با هدف شکستن خطوط مستحکم دشمن و تصرف هلالی پاسگاه شلمچه و بازگشایی جاده و مسیر خرمشهر صورت گرفت و عملیات کربلای ۵ که ۱۹ دی ماه ۱۳۶۵ در شلمچه و شرق بصره با هدف آزادسازی بصره و برخی مناطق دیگر انجام شد، حضوری مداوم و تاثیر گذار در کلیه فتوحات رزمندگان اسلام در لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) داشت. تیپ ۵۷ بعد از عملیات حاج عمران و حماسه بزرگ و ماندگار رزمندگان شجاع و فداکار لرستان، در خرداد ۶۵ به لشگر ۵۷ ارتقاء یافت.

 

فرماندهی گردان زرهی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع):
در سال ۱۳۶۶ گردان زرهی لشگر ۵۷ تشکیل شد و شهید ناصری مدتی به عنوان فرمانده این گردان از پشتیبانی لشگر جدا شد لیکن در ادامه و باتوجه به مقدورات و محدودیتها ی گردان زرهی در منطقه غرب و بویژه تجربه و تخصص ایشان در زمینه پشتیبانی رزم  و پیگیری و درخواست مسئول جدید لجستیک، به منظور بکارگیری فرماندهان کاربلد و کارآزموده ای چون شهید ناصری در راستای پشتیبانی مورد انتظار و هر چه بهتر از ماموریت ها و عملیات های بزرگ و مهم سال ۶۶ و ۶۷، ایشان، به دستور فرماندهی لشگر ۵۷ و با انتصاب به عنوان جانشین لجستیک مجددا به رده خدمتی سابق خود؛ تدارکات و پشتیبانی (لجستیک) بازگشت.

 

 

مرد همیشه حاضر در میدان و خط مقدم تدارکات لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع):
ماموریتهای لشگر ۵۷ در سال ۶۶ با اجرای عملیات کربلای ۱۰ در ۲۵ فروردین سال ۶۶ در شمال سلیمانه و در منطقه ماووت، با هدف تصرف ارتفاعات منطقه و آزادسازی شهر ماووت آغاز شد. با عملیات نصر ۴ در ۳۱ خرداد ۶۶ در شمال سلیمانیه با هدف انهدام نیرو و تجهیزات دشمن و آزادسازی کامل شهر ماووت، عملیات بیت المقدس ۲ در ۲۵ دی ۶۶ در منطقه شمال سلیمانیه و با هدف انهدام نیرو و تجهیزات دشمن و آزادسازی برخی از مناطق منطقه و متعاقب آن عملیات نصر ۸ در پاییز ( ۲۶ آبان ۶۶) در شمال سلیمانیه و ارتفاعات گردرش با هدف آزادسازی این ارتفاعات در همان سال ادامه یافت. ضمن اینکه همواره پدافند منطقه ارتفاعات گمو و مدتی کوتاه ارتفاعات ژاژیله ماووت بر عهده یگان بود. بعد ا ز عملیات کربلای ۱۰ سازمان رزم لشگر با تشکیل چند گردان دیگر افزایش یافت از جمله: گردان پشتیبانی با ادغام چند قسمت از تدارکات لشگر تشکیل شد و شخص شهید ناصری که حالا جانشین تدارکات و لجستیک لشگر هم شده بود؛ فرماندهی این گردان را  نیز بر عهده  گرفت. بعد از آن، چون اغلب ماموریتهای تدارکات را این گردان انجام می داد؛ شهید علیرضا ناصری عملا خود، همه امورات را فرماندهی و اداره می کرد. علاوه بر این، در تمام ماموریتهای یگان، شهید ناصری حضوری بسیار موثر و برجسته داشت. او همواره مسئول محور پشتیبانی لشگر در منطقه و همچنین در عملیات های ذکر شده، مرد همیشه حاضر در میدان و خط مقدم تدارکات لشگر بود.

 

 

منطقه ماووت منطقه قدرت نمایی و نشان دادن توان جسارت تدارکات در آماد رسانی به رزمندگان درگیر در خط بود. بویژه، در دو عملیات کربلای ۱۰ و نصر ۸ که منطقه، فاقد هر گونه جاده دسترسی بود. اینجا بود که شهید ناصری مرد میدان نبرد شناخته شد او با سازماندهی مناسب عناصر پشتیبانی و تدارکات لشگر و امکانات و تجهیزات مربوطه توانست با مدیریتی هوشمندانه در همه مراحل ضمن برآورد نیازمندیها از نزدیک به هر روش و وسیله ممکن نیاز نیروهای تکور را به اقلام تدارکاتی از جیره و پوشاک گرفته تا سلاح و مهمات به نحو احسنت برطرف نماید بطوریکه حضور ایشان در منطقه باعث دلگرمی فرماندهان عملیاتی و تکور در خط مقدم جنگ می شد. و بارها مورد تحسین فرماندهان عملیاتی، تکور و ستادی یگان قرار گرفت. این روند تا مجروحیت ایشان در سوم مرداد ۶۷ قبل از عملیات مرصاد ادامه داشت.

 

 

آخرین ماموریت در آخرین روزهای جنگ:
در سال ۶۶ به عنوان جانشین تدارکات و مسئول تقریبا ثابت پشتیبانی لشگر در منطقه و ماموریتهای سال ۶۶ و ۶۷ از جمله: عملیات بیت المقدس۴ در ۵ فروردین ۱۳۶۷ در دربندیخان عراق و شاخ شمیران با هدف باز پس گیری و آزادسازی شاخ شمیران، پاتک قمیش در ۲۷ خرداد ۱۳۶۷ در شمال سلیمانیه و منطقه عمومی ماووت در پاسخ به تک دشمن به این منطقه و با هدف جلوگیری از تک سنگین دشمن و بازپس گیری قمیش، پاتک میشلان در ۱۱ فروردین ۶۵ یا ۶۶ در شمال سلیمانیه و با هدف جلوگیری از پیشروی دشمن و آزادسازی ارتفاع میشلان و پاتک سورکوه در ۲۴ تیر ۱۳۶۷ در منطقه بانه با هدف عملیات ایذایی بر علیه دشمن و نهایتا عملیات مرصاد در ۳ مرداد ۱۳۶۷ (آغاز مرحله اول عملیات به منظور مقابله با هجوم دشمن، بخصوص منافقین) در منطقه سر پل ذهاب و کرند غرب و اسلام آباد، محل مجروحیت (سرپل ذهاب) منجر به شهادت ایشان انجام شد و شهید ناصری همواره و با همان اراده و عزم راسخ خود در همه این نبردها، حضور تعیین کننده و موثر داشت.
تا اینکه سه روز پس از تهاجم دشمن به منطقه سر پل ذهاب که یگان ۵۷ به همین خاطر در آن منطقه حضور یافته بود؛ سرانجام در واپسین روزهای جنگ تحمیلی، مرد روزهای سخت و خطر و پشتوانه و تکیه گاه مطمئن و همیشگی رزمندگان، در جریان هجوم همه جانبه و سنگین دشمن و به هنگام اجرای آتش تهیه زمینی و هوایی ارتش عراق و منافقین کور دل، حوالی ظهر روز سوم مرداد ۶۷ مصادف با عید سعید قربان، «ناصر» لشگرِ همیشه پیروز ۵۷ حضرت ابوالفضل ( ع ) در حین نبرد و پایمردی، در قربانگاه سر پل ذهاب، ( پشت تنگه پاتاق و غرب کرند ) بر اثر بمباران شدید مقر پشتیبانی لشگر ( در خط مقدم منطقه نبرد ) بواسطه اصابت ترکش بمب خوشه ای جنگنده – بمب افکن های عراق بشدت مجروح گردیده و ۲۴ آذر همان سال پس از رسیدن به افتخار جانبازی و تحمل چندین عمل جراحی سخت و سنگین و ماهها رنج مجروحییت، در بیمارستان «شهید مصطفی خمینی» تهران به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسید.

 

 

«یادش بخیر، روحش شاد و راهش پر رهرو باد»

 

 

 

✍ مرادی/ ناصری

✅ بروز رسانی (ویرایش،تصحیح و تکمیل): ۴۰۰۰۹۰۷

 

 

WWW.shahidnaseri.ir

۱۴۰۰۰۹۰۸

 

ارسال دیدگاه

سوابق و فعالیت‌ها
سلام بر همه مجاهدین راه خدا که از دستورات الهی بدون هیچگونه عذر و بهانه ای اطاعت و جانفشانی می کنند و سرانجام در راه خدا به شهادت می رسند. سلام و درود خداوند به رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی فرزند پاک امام حسین ( ع ) و پرچمدار مبارزه با ظلم و استکبار در عصر حاضر، سلام و درود بر آن مجاهد نستوه که شب و روز ، یک لحظه از یاد خدا غافل نیست. کما این که مسئولیت سنگینی بر دوش دارد. سلام و درود خدا بر ملت مسلمان ایران که از این مصیبت ها و گرفتاری ها خسته نشده و نمی شوند. امیدوارم که خسته نشوند تا انقلاب خود را به جهانیان صادر نمایند.